خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر در این متن به ستایش و مدح شخصی بلندمرتبه میپردازد و بیان میکند که چگونه تلاش کرده است تا با نظم و ترتیب، زیباییهای مدح او را به نمایش بگذارد. او از تفکر و تامل بسیار برای انتخاب واژهها و ارائهی مناسب این مدح سخن میگوید و در نهایت، با توکل بر الطاف آن شخص، این قطعه را تقدیم میکند.
این متن دارای مفاهیم عمیق ادبی و زبانی است که درک آن برای مخاطبان جوانتر ممکن است دشوار باشد. همچنین، استفاده از واژگان و اصطلاحات کلاسیک فارسی نیاز به دانش زبانی نسبتاً بالایی دارد.
شماره ۱۰ - زهی رفیع جنابی که درگه عالیت
زهی رفیع جنابی که درگه عالیت
سپهر را به بسیط زمین تشکل کرد ۱
عروسی معنی طبعم بعقد نظم نداد
که جز بزیور مدح تواش تحمل کرد ۲
رهی بخواستن قطعه از جناب تو دوش
پسی از تفکر بسیار بس تخیل کرد ۳
که تا چگونه کند عرض این حدیث بتو
بسی تردد بنمود و بس تامل کرد ۴
بدستیاری این قطعه ملتمس گردید
بپایمردی الطاف تو توکل کرد ۵
سپهر را به بسیط زمین تشکل کرد ۱
عروسی معنی طبعم بعقد نظم نداد
که جز بزیور مدح تواش تحمل کرد ۲
رهی بخواستن قطعه از جناب تو دوش
پسی از تفکر بسیار بس تخیل کرد ۳
که تا چگونه کند عرض این حدیث بتو
بسی تردد بنمود و بس تامل کرد ۴
بدستیاری این قطعه ملتمس گردید
بپایمردی الطاف تو توکل کرد ۵
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۹ - در هر دو جهان جز در میخانه ندیدیم
گوهر بعدی:شماره ۱۱ - چاره ی بیداد خوبان یک تغافل بیش نیست
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.