خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر در این متن بیان میکند که عمری به دنبال درمان دردهای خود بود، در حالی که نمیدانست دردهایش خود درمانگر او هستند. او اکنون از سختیهای روزگار آسوده است، زیرا هر آنچه دلش میخواست، بینصیب مانده است.
متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی است که درک آن برای سنین پایینتر دشوار بوده و نیاز به تجربه و بلوغ فکری دارد.
شماره ۱۴ - عمری دوای در دل خویش جستمی
عمری دوای در دل خویش جستمی
غافل از اینکه درد مرا خود طبیب بود ۱
آسوده ایم ما زمکافات روزگار
کز هر چه خواست خاطر ما بی نصیب بود ۲
غافل از اینکه درد مرا خود طبیب بود ۱
آسوده ایم ما زمکافات روزگار
کز هر چه خواست خاطر ما بی نصیب بود ۲
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۳ - درون خانه جز بیرون در نیست
گوهر بعدی:شماره ۱۵ - میگفت بقاصد این جواب است
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.