هوش مصنوعی:
شاعر در این شعر از تاریکی جهان در چشم خود سخن میگوید و از قمر (ماه) میپرسد که آیا سوزش او میتواند بالهای قمر را روشن کند. سپس به یاد سرو بلندقامت میافتد و از افغان او میپرسد که چرا چنین است. در نهایت از قمر میخواهد که با آب دیده، آب گلشن را جاری سازد.
رده سنی:
16+
متن دارای مضامین عاشقانه و حزنانگیز است که درک آن نیاز به بلوغ عاطفی و تجربهی زندگی دارد. همچنین، استفاده از استعارهها و نمادهای شعری ممکن است برای مخاطبان جوانتر پیچیده باشد.
شماره ۶ - جهان تاریک شد امروز در چشم من ای قمری
جهان تاریک شد امروز در چشم من ای قمری
مگر از سوز من بال تو گردد روشن ای قمری؟! ۱
به یاد جلوه سرو سهی از چیست افغانت؟!
ز آب دیده جاری ساز آب گلشن ای قمری! ۲
مگر از سوز من بال تو گردد روشن ای قمری؟! ۱
به یاد جلوه سرو سهی از چیست افغانت؟!
ز آب دیده جاری ساز آب گلشن ای قمری! ۲
قالب: غزل/قصیده/قطعه
تعداد ابیات: ۲
۲۵۵
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۵ - نه حب محب دلنشین می ماند
گوهر بعدی:شماره ۷ - ای داده به باد عمر از نادانی
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.