هوش مصنوعی:
شاعر در این متن از درد عشق و ناکامیهای خود میگوید. او از بیتوجهی معشوق، رنجهای عاطفی و ناامیدیهایش سخن میگوید و بیان میکند که تمام تلاشهایش بیثمر مانده است. همچنین، او از بیوفایی دنیا و سنگدلی معشوق شکایت دارد.
رده سنی:
16+
متن حاوی مضامین عاطفی عمیق و ناامیدی است که ممکن است برای مخاطبان کمسنوسال قابل درک نباشد. همچنین، برخی از مفاهیم مانند رنج عشق و یأس نیاز به بلوغ فکری دارد.
شماره ۳۱ - بسوختیم و ز ما هیچ بر نیامد دود
بسوختیم و ز ما هیچ بر نیامد دود
به درد عمر شد و ناله مان کسی نشنود ۱
نفس برید و دل از مهر همنفس نبرید
غنود بخت و دمی یار در برم نغنود ۲
نداند آنچه مسلمان که سنگدل پریئی
به کافری دل مومین مومنی بر بود ۳
به غمزه چشمان بر خون من نبخشاید
خدنگ و پیکان بر خون صید کی بخشود ۴
ز تاب مهر سراسر تنم چو موی بکاست
که در تنش سر موئی ز مهر من نفزود ۵
ز باغ وعده وصل رخش گلی نشکفت
که خار حادثه رخسار جان من نشخود ۶
شکیب بود به امید عمر یکچندم
چو گشت مایه عمرم زیان شکیب چه سود ۷
به وصل وخلوتم امید داد وبار نداد
به ناامیدیم این بار انتظار چه بود ۸
به بوسی از لب او راضیم و آن بی رحم
به جان و دین و دل از ما نمی شود خشنود ۹
به درد عمر شد و ناله مان کسی نشنود ۱
نفس برید و دل از مهر همنفس نبرید
غنود بخت و دمی یار در برم نغنود ۲
نداند آنچه مسلمان که سنگدل پریئی
به کافری دل مومین مومنی بر بود ۳
به غمزه چشمان بر خون من نبخشاید
خدنگ و پیکان بر خون صید کی بخشود ۴
ز تاب مهر سراسر تنم چو موی بکاست
که در تنش سر موئی ز مهر من نفزود ۵
ز باغ وعده وصل رخش گلی نشکفت
که خار حادثه رخسار جان من نشخود ۶
شکیب بود به امید عمر یکچندم
چو گشت مایه عمرم زیان شکیب چه سود ۷
به وصل وخلوتم امید داد وبار نداد
به ناامیدیم این بار انتظار چه بود ۸
به بوسی از لب او راضیم و آن بی رحم
به جان و دین و دل از ما نمی شود خشنود ۹
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۹
۳۵۳
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۳۰ - مژده که جان نازنین باردگر به تن رسید
گوهر بعدی:شماره ۳۲ - خدای جز به توام کام دل روا مکناد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.