هوش مصنوعی:
شاعر از روزگاری یاد میکند که دلش پر از عشق و جوانی و شادی بود و اشکهایش مانند رودی جاری میشد، اما اکنون آن روزگار گذشته و دیگر بازنمیگردد.
رده سنی:
16+
متن دارای مفاهیم عاطفی عمیق و اشاره به تجربیات عاشقانه و از دست دادن جوانی است که درک آن برای مخاطبان جوانتر ممکن است دشوار باشد.
شماره ۳۴ - آن شد که دلم ز طبع چون آتش و آب
آن شد که دلم ز طبع چون آتش و آب
می ریخت ز دیده چون در خوشاب ۱
عشقی و جوانی و دل و کامی بود
وین هر سه دگر بار نبینیم به خواب ۲
می ریخت ز دیده چون در خوشاب ۱
عشقی و جوانی و دل و کامی بود
وین هر سه دگر بار نبینیم به خواب ۲
قالب: رباعی
تعداد ابیات: ۲
۳۰۴
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۳۳ - در عشق تو گر شود مرا خاک نقاب
گوهر بعدی:شماره ۳۵ - ای چرخ عنانم از سفر هیچ متاب
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.