خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر از غم و اندوهی که در اثر دوری از معشوق احساس میکند سخن میگوید. روزهایش به شب میماند، جانش در عذاب است و جسمش تبزده. در حالی که دیگران از شراب گلگون لذت میبرند، پیمانهاش پر از خون است.
متن حاوی مضامین عاطفی عمیق و استعارههای پیچیده مانند 'پیمانه من ز خون لبالب باشد' است که درک آنها به بلوغ فکری و عاطفی نیاز دارد.
شماره ۸۲ - زان ماه که روزم ز غمش شب باشد
زان ماه که روزم ز غمش شب باشد
جانم در تاب و جسم در تب باشد ۱
جام دگران از می گلگون لبریز
پیمانه من ز خون لبالب باشد ۲
جانم در تاب و جسم در تب باشد ۱
جام دگران از می گلگون لبریز
پیمانه من ز خون لبالب باشد ۲
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۸۱ - فیضی بمن از چشمه نوشی نرسد
گوهر بعدی:شماره ۸۳ - آنرا که نه دانش و نه عرفان باشد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.