هوش مصنوعی:
شاعر در این متن از عشق و دلباختگی خود سخن میگوید و از رنجهایی که در این راه متحمل شده است. او از زیبایی معشوق و تأثیر آن بر دل خود یاد میکند و از ناکامیهای خود در این عشق شکایت دارد. تصاویری مانند گریبانی چاکخورده، خاک دل به باد رفته، و دلهای غریب در سلسلهای سیاه، نشاندهندهی درد و اندوه شاعر است.
رده سنی:
16+
این متن دارای مضامین عاشقانه و احساسی عمیق است که درک آن نیاز به بلوغ عاطفی دارد. همچنین، استفاده از استعارهها و تشبیهات پیچیده ممکن است برای مخاطبان جوانتر دشوار باشد.
شماره ۸۴ - تا کنم چاک به کوی تو گریبانی چند
تا کنم چاک به کوی تو گریبانی چند
روزگاری زده ام دست به دامانی چند ۱
جز دل من که خورد زخمه از آن کاکل و زلف
نشنیده است کسی گوئی و چوگانی چند ۲
در لگدکوب بتان خاک دلم رفت بباد
چه کند یک ده ویرانه و سلطانی چند ۳
در سیه سلسله دل های غریبش گوئی
شب قدر است و بهم جمع پریشانی چند ۴
بود آرامگه گوهر پاک تو شود
دیده از قطره بر انگیخته عمانی چند ۵
خط و چاه زنخ و لعل لبش دانی چیست
ظلماتی و در او چشمه حیوانی چند ۶
نتوان برد دل از غمزه ترکان یغما
کز سپاه مژه دارند نگهبانی چند ۷
روزگاری زده ام دست به دامانی چند ۱
جز دل من که خورد زخمه از آن کاکل و زلف
نشنیده است کسی گوئی و چوگانی چند ۲
در لگدکوب بتان خاک دلم رفت بباد
چه کند یک ده ویرانه و سلطانی چند ۳
در سیه سلسله دل های غریبش گوئی
شب قدر است و بهم جمع پریشانی چند ۴
بود آرامگه گوهر پاک تو شود
دیده از قطره بر انگیخته عمانی چند ۵
خط و چاه زنخ و لعل لبش دانی چیست
ظلماتی و در او چشمه حیوانی چند ۶
نتوان برد دل از غمزه ترکان یغما
کز سپاه مژه دارند نگهبانی چند ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
۱۶۸
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۸۳ - آنچه با من سوز عشق وی کند
گوهر بعدی:شماره ۸۵ - سر زهی دولت اگر در قدمت خاک آید
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.