هوش مصنوعی:
این شعر عاشقانه و اخلاقی، درباره مهر و وفا، مهربانی و صید دل با محبت است. شاعر از یار خود میخواهد که با مهربانی و صداقت، دل او را صید کند و از ریا و سالوسی دوری کند. او تأکید میکند که حتی اگر در دام عشق گرفتار شود، حاضر به رهایی نیست و این دام را بر هر نعمت دیگری ترجیح میدهد.
رده سنی:
15+
مفاهیم عمیق عاشقانه و عرفانی موجود در شعر، برای درک و ارتباط بهتر، به بلوغ فکری و تجربهی عاطفی نیاز دارد که معمولاً از سنین نوجوانی به بعد شکل میگیرد.
بخش ۲۰ - تلبیس سوم
به یغمای بیچاره از مهر خویش
سخن راندی ای یار فرخنده کیش ۱
در این نکته یک مو نبینم خلاف
به یزدان که عاری بود از گزاف ۲
ولیکن نه از خلق نیکوی تست
نگویم که از مهربان خوی تست ۳
مرا نام یغما تو یغما طلب
به من مهربانیت نبود عجب ۴
بیا ترک سالوسی و شید کن
دل ما به مهر و وفا صید کن ۵
که بر مرغ هشیار صیاد چیست
نهد دانه مهربانی نخست ۶
برو جان من کسب اخلاق کن
وز این نام تسخیر آفاق کن ۷
نبینی که آن نیک صیاد من
طرب پرور جان ناشاد من ۸
به تردستی دانه و دام مهر
ز تحت زمین تا فراز سپهر ۹
در این ره منم کمترین صید او
که آزادیم نیست جز قید او ۱۰
گرم پر گشاید و گر پر کند
وگر دانه بخشد و گر سرکند ۱۱
از آن دام میل رهائیم نیست
به دام دگر آشنائیم نیست ۱۲
چمن عیش خیز است و بستان نزه
گلستان نظیف است و رامش فره ۱۳
ولی هست چون قید من کام دوست
بدان ها نپردازم از دام دوست ۱۴
بسی دام کش رنج و آزارها
بود خوشتر از عیش گلزارها ۱۵
گرت این چنین دانه ای هست و دام
در افکن که گشتت جهان جمله رام ۱۶
وگرنه چو یغما سر خویش گیر
طریقی که می بایدت پیش گیر ۱۷
سخن راندی ای یار فرخنده کیش ۱
در این نکته یک مو نبینم خلاف
به یزدان که عاری بود از گزاف ۲
ولیکن نه از خلق نیکوی تست
نگویم که از مهربان خوی تست ۳
مرا نام یغما تو یغما طلب
به من مهربانیت نبود عجب ۴
بیا ترک سالوسی و شید کن
دل ما به مهر و وفا صید کن ۵
که بر مرغ هشیار صیاد چیست
نهد دانه مهربانی نخست ۶
برو جان من کسب اخلاق کن
وز این نام تسخیر آفاق کن ۷
نبینی که آن نیک صیاد من
طرب پرور جان ناشاد من ۸
به تردستی دانه و دام مهر
ز تحت زمین تا فراز سپهر ۹
در این ره منم کمترین صید او
که آزادیم نیست جز قید او ۱۰
گرم پر گشاید و گر پر کند
وگر دانه بخشد و گر سرکند ۱۱
از آن دام میل رهائیم نیست
به دام دگر آشنائیم نیست ۱۲
چمن عیش خیز است و بستان نزه
گلستان نظیف است و رامش فره ۱۳
ولی هست چون قید من کام دوست
بدان ها نپردازم از دام دوست ۱۴
بسی دام کش رنج و آزارها
بود خوشتر از عیش گلزارها ۱۵
گرت این چنین دانه ای هست و دام
در افکن که گشتت جهان جمله رام ۱۶
وگرنه چو یغما سر خویش گیر
طریقی که می بایدت پیش گیر ۱۷
قالب: مثنوی
تعداد ابیات: ۱۷
۱۷۰
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:بخش ۱۹ - تلبیس دوم
گوهر بعدی:بخش ۲۱ - خاتمه در معذرت از رستم السادات
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.