هوش مصنوعی:
این متن شعری است که در آن شاعر از مصیبتها و رنجهای زندگی خود سخن میگوید و از عشق، مرگ، جدال و مفاهیم متضاد مانند شادی و غم، وجود و عدم صحبت میکند. او از عناصری مانند تیر هلاک، مرگ، عشق و خشم برای بیان احساسات خود استفاده میکند.
رده سنی:
16+
متن دارای مفاهیم عمیق فلسفی و عرفانی است و از اصطلاحات و تشبیهات پیچیده استفاده میکند که درک آن برای مخاطبان جوانتر دشوار است. همچنین موضوعاتی مانند مرگ و رنج ممکن است برای سنین پایین مناسب نباشد.
شماره ۴۷ - چون به مصیبت از ازل رفت همی قضای من
چون به مصیبت از ازل رفت همی قضای من
چیست مصیبت دگر ساز طرب برای من ۱
ز ابروی و قد دلستان دام منه که بس مرا
نیزه آسمان گذر تیغ جهانگشای من ۲
خصم به جامه جدل قاسم و خلعت طرب
مغفر مرگ تاج من ثوب کفن قبای من ۳
زین بر خویش خواندنت شاد نیم به دوستی
سوی عدو به خشم ران خواهی اگر رضای من ۴
خط چو خضاب و مشعله بر سر چنگ و حجله کش
کز در ساز خرمی بس بود این بجای من ۵
بزم زفاف قتلگه نای جدل نوای نی
شمع شرار آه دل خون گلو حنای من ۶
بوسه رنج کاه من کوب خدنگ جان شکر
برق سنان دل گزا خنده جان فزای من ۷
با غم سوگ کشتگان از من و سور خرمی
بزم نشاط من شود غمکده عزای من ۸
نعش و فاسرشتگان ساخت به دشت پشتگان
زنده من ای عجب مبر نام من و وفای من ۹
غیر کهن خلاف زد راه من از وصال تو
عذر فراق من بنه یار نو آشنای من ۱۰
رفتم و دور از آن مژه وان خم زلف عنبرین
تیر هلاک و چشم من چنبر مرگ و نای من ۱۱
جانب پهنه وغا چشمی و چشمی از قفا
بزم زفاف و روی من رزم مصاف و رای من ۱۲
گر نه فنا در آن بقا ور نه عدم در آن وجود
آه من و وجودم من وای من و بقای من ۱۳
غیر به قصد جان من من به خیال خون او
کفر مبین ودین مگو تا چه کند خدای من ۱۴
والی تیره نامه را زآن کف و خامه کرم
عذری و صد عطای تو خطی و صد خطای من ۱۵
چیست مصیبت دگر ساز طرب برای من ۱
ز ابروی و قد دلستان دام منه که بس مرا
نیزه آسمان گذر تیغ جهانگشای من ۲
خصم به جامه جدل قاسم و خلعت طرب
مغفر مرگ تاج من ثوب کفن قبای من ۳
زین بر خویش خواندنت شاد نیم به دوستی
سوی عدو به خشم ران خواهی اگر رضای من ۴
خط چو خضاب و مشعله بر سر چنگ و حجله کش
کز در ساز خرمی بس بود این بجای من ۵
بزم زفاف قتلگه نای جدل نوای نی
شمع شرار آه دل خون گلو حنای من ۶
بوسه رنج کاه من کوب خدنگ جان شکر
برق سنان دل گزا خنده جان فزای من ۷
با غم سوگ کشتگان از من و سور خرمی
بزم نشاط من شود غمکده عزای من ۸
نعش و فاسرشتگان ساخت به دشت پشتگان
زنده من ای عجب مبر نام من و وفای من ۹
غیر کهن خلاف زد راه من از وصال تو
عذر فراق من بنه یار نو آشنای من ۱۰
رفتم و دور از آن مژه وان خم زلف عنبرین
تیر هلاک و چشم من چنبر مرگ و نای من ۱۱
جانب پهنه وغا چشمی و چشمی از قفا
بزم زفاف و روی من رزم مصاف و رای من ۱۲
گر نه فنا در آن بقا ور نه عدم در آن وجود
آه من و وجودم من وای من و بقای من ۱۳
غیر به قصد جان من من به خیال خون او
کفر مبین ودین مگو تا چه کند خدای من ۱۴
والی تیره نامه را زآن کف و خامه کرم
عذری و صد عطای تو خطی و صد خطای من ۱۵
قالب: غزل/قصیده/قطعه
تعداد ابیات: ۱۵
۱۷۸
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۴۶ - دل کان آتش رخ رود جیحون
گوهر بعدی:شماره ۴۸ - خشک لب دل سوختی دریای دین را دهر دون
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.