هوش مصنوعی: این متن به ستایش هنر نگارش و نویسندگی می‌پردازد و تأکید می‌کند که نوشتن با دقت و آزاداندیشی می‌تواند فرد را به یک نویسنده راستین تبدیل کند. همچنین، متن به نقد شرایط اجتماعی و فرهنگی می‌پردازد و از نادیده گرفته شدن استعدادها و دانش در جامعه شکایت می‌کند. در ادامه، توصیه‌هایی برای پرورش فرزندان و اهمیت آموزش ارائه شده است. در پایان، نویسنده از سفر خود و تجربیاتش می‌گوید.
رده سنی: 18+ متن از واژگان پیچیده و ادبی استفاده کرده و مفاهیم عمیق اجتماعی و فلسفی را مطرح می‌کند که درک آن‌ها برای مخاطبان جوان‌تر دشوار است. همچنین، برخی از انتقادات اجتماعی و فرهنگی موجود در متن نیاز به تجربه و شناخت بیشتری از جامعه دارد.

شماره ۴۶ - این نگارش خود بنا میزد که پر دخت ارنرست

این نگارش خود بنا میزد که پر دخت ارنرست
دست صاحب بازوی صابی ترا در آستین ۱
تهی از خوش سرائی دل جویان، و دل ربایی خوش گویان، این نامه را که تیمارها شست و روان ها جست، ازهمه نگارش های نخست درست تر نگاشته ای، و در پاره پرندی تنک مایه تاتارها به خرمن ها و خروارها نافه چینی و مشک چوچو انباشته ای. برآنم که اگر سالی هر شبانروز یکی نامه بنیاد افکنی، و روان از هر اندیشه جز پندار درست نگاری آزاد فرمایی.نگارشگری راستین خواهی شد و کلک شیوا سرودت بر دامانه نامه و گریبان مردمک گوهرهای خسروانی آستین خواهد افشاند. ۲
نفرین بر این خاک که چه شایستگی های بزرگ مایه، و بایستگی های خورشید سایه، را خاک آسا پی سنگ و آب اندازد، و چون کرمک شب افروز برهنه از پیرایه فروغ و تاب گذارد، اگر چه هنر هنرمندکش و درویشی تراش است و خروش انگیز و روان خراش، ولی در یاسا و آئین خاکسار با گوهر دانش و دید آستانه نشینی و جگر خوردن هزار بار بهتر از دستوانه گزینی و شکر مزیدن، یاری روزگار اندوخت و آموخت، به اسیری شد و گرفتاری های زن و فرزند و خویش و پیوند ودیگر دردها و کرده ها بندنای و کمند پای دانشوری گشت. پاره ای پسرها را اگر پرستاری نمایند و راز آموزگاری سرایند دست در پایگاهی یارند انداخت و رخت بر دستگاهی توانند گسترد، که در انجمن ها زبان سود دهن ها نباشند و از پوزخند یاران ... بازیچه زنخ زدن ها نیایند. ۳
زنهار زادگان را به خود بازممان و هیچ یک را در خورد پایه و مایه از فرو فزایش دانایی و بینایی بی سامان و ساز مخواه. رازی از باغ و دشت و راغ و کشت جندق رانده اند و این خزان زده شاخ بی برگ و بار را از شبستان تاریکی و تنهایی به گل گشت آن خرم گلستان خوانده. از سمنان بدین کام و هوس باره در زین و ستام کشیدم و از آن فرخنده بام بر یاد این فرخ تماشا در چنبر این دل شکن دام خزیدم مگر کاوش... ۴
تعداد ابیات: ۱
کانال گوهرین در ایتا
۲۳۰
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۴۵ - اسمعیل به گوهر راستی و پروز راستان سوگند، که این دست نگاشت گوهر انباشت را پاسخی
گوهر بعدی:شماره ۴۷ - میرزا جعفر شب چارشنبه بیستم ماه آغاز شام... گشت.
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.