هوش مصنوعی:
شاعر در این شعر از عشق نافرجام و نامهربانی معشوق شکایت میکند و بیان میکند که معشوق از همان کودکی به جای مهربانی، جور و ستمگری آموخته است. شاعر همچنین از معلم معشوق که به او طرز دلبری آموخته اما دلداری نیاموخته، انتقاد میکند.
رده سنی:
16+
مفاهیم عمیق عاطفی و انتقادی در شعر وجود دارد که درک آنها نیاز به بلوغ فکری و تجربه زندگی دارد.
شماره ۳۲ - نه ماه من ز پری رسم دلبری آموخت
نه ماه من ز پری رسم دلبری آموخت
که رسم دلبری از ماه من پری آموخت ۱
فغان از آن مه نامهربان که استادش
نه مهرورزی و نه بنده پروری آموخت ۲
به کودکیش همه مشق جور کیشی داد
به طفلیش همه درس ستمگری آموخت ۳
ندانم از چه نیاموخت طرز دلداری
معلمی که به او طور دلبری آموخت ۴
رفیق تا به ره او سر نیاز نهاد
به سروران جهان سروری آموخت ۵
که رسم دلبری از ماه من پری آموخت ۱
فغان از آن مه نامهربان که استادش
نه مهرورزی و نه بنده پروری آموخت ۲
به کودکیش همه مشق جور کیشی داد
به طفلیش همه درس ستمگری آموخت ۳
ندانم از چه نیاموخت طرز دلداری
معلمی که به او طور دلبری آموخت ۴
رفیق تا به ره او سر نیاز نهاد
به سروران جهان سروری آموخت ۵
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۵
۲۲۱
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۳۱ - از هر رهی که دیده ام آن مه گذشته است
گوهر بعدی:شماره ۳۳ - این چین فکنده در جبین کیست
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.