هوش مصنوعی: شاعر در این متن از ناکامی‌های عاشقانه و روحی خود می‌گوید. او احساس می‌کند که بخت به او روی خوش نشان نداده و در دیاری گرفتار شده که عدالتی در آن نیست. با وجود عشق عمیق به معشوق، وصال میسر نشده و تنها با درد هجران روبرو است. شاعر از جفای معشوق شکایت دارد و به وعده‌های دروغ او اعتمادی ندارد. در نهایت، او خود را پیرو مذهب عشق می‌داند و اعتقادی به زهد و ریاضت ندارد.
رده سنی: 16+ متن دارای مضامین عاشقانه عمیق و احساسات پیچیده است که درک آن برای نوجوانان کم‌سن‌وسال دشوار بوده و ممکن است با تجربیات عاطفی آنان همخوانی نداشته باشد. همچنین، برخی از مفاهیم مانند ناامیدی و جفای معشوق نیاز به بلوغ فکری برای درک مناسب دارد.

شماره ۵۸ - منم که مهرهٔ بخت مرا گشادی نیست

منم که مهرهٔ بخت مرا گشادی نیست
به نامرادی من هیچ نامرادی نیست ۱

من آن ز شهر خود آواره ام که افتاده
در آن دیار که بیداد هست [ و] دادی نیست ۲

نسیم وصل طلب می کنم در آن وادی
که جز سموم جهانسوز هجر، بادی نیست ۳

دل من و دل یارند متحد چه غمست
اگر میان من و یار اتحادی نیست ۴

مرا، ز جور تو دائم دل غمینی هست
دمی ز لطف توام لیک جان شادی نیست ۵

به وعده ام مفریب ای دروغ وعده، که هیچ
به وعده های دروغ تو اعتمادی نیست ۶

مرا ز اندک و بسیار آنچه هست به عشق
به غیر صبر کمی و غم زیادی نیست ۷

گر احتراز ز چشم بدت بود جانا
به از دعای منت هیچ ان یکادی نیست ۸

رفیق معتقد کیش می پرستانم
مرا به مذهب زهاد اعتقادی نیست ۹
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۹
کانال گوهرین در ایتا
۱۹۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۵۷ - نه روی گل چو روی دل آرای دلبر است
گوهر بعدی:شماره ۵۹ - برده دل از من پری‌رویی نمی‌گویم که کیست
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.