هوش مصنوعی:
این شعر بیانگر درد و رنج عاشقی است که از عشق نافرجام و بیوفایی یار خود رنج میبرد. شاعر از نگاه سرد معشوق، بیوفایی او و درد بیدرمان خود مینالد و تأکید میکند که هیچکس مانند او گرفتار عشق نشده است.
رده سنی:
16+
مفاهیم عمیق عاشقانه و دردهای عاطفی موجود در شعر برای درک و همذاتپنداری نیاز به بلوغ فکری و تجربهی عاطفی دارد. همچنین، استفاده از استعارهها و صنایع ادبی پیچیده ممکن است برای مخاطبان جوانتر دشوار باشد.
شماره ۶۰ - کسی چون تو بلا هرگز ندیده است
کسی چون تو بلا هرگز ندیده است
چو من کس مبتلا هرگز ندیده است ۱
من لب تشنه زان لب هر چه دیدم
خضر ز آب بقا هرگز ندیده است ۲
دلم آن دیده است از جذبه ی عشق
که کاه از کهربا هرگز ندیده است ۳
من آن بسیار از جان ناامیدم
که درد من دوا هرگز ندیده است ۴
جفا را دیدم از اغیار و یارم
بسویم از وفا هرگز ندیده است ۵
نگاهم می کند ز آن سان که گوئی
مرا در هیچ جا هرگز ندیده است ۶
رفیق از خار خار دل چه گویم
که او خاری به پا هرگز ندیده است ۷
چو من کس مبتلا هرگز ندیده است ۱
من لب تشنه زان لب هر چه دیدم
خضر ز آب بقا هرگز ندیده است ۲
دلم آن دیده است از جذبه ی عشق
که کاه از کهربا هرگز ندیده است ۳
من آن بسیار از جان ناامیدم
که درد من دوا هرگز ندیده است ۴
جفا را دیدم از اغیار و یارم
بسویم از وفا هرگز ندیده است ۵
نگاهم می کند ز آن سان که گوئی
مرا در هیچ جا هرگز ندیده است ۶
رفیق از خار خار دل چه گویم
که او خاری به پا هرگز ندیده است ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
۱۹۹
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۵۹ - برده دل از من پریرویی نمیگویم که کیست
گوهر بعدی:شماره ۶۱ - دیدن آن سرو نازم آرزوست
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.