هوش مصنوعی: این متن دربارهٔ هشدار به پسر در مورد چشم بد بداندیشان و ضرورت پوشاندن روی خوب از آنهاست. همچنین، به وفاداری و نادیده گرفتن هنر در کیش جفاکاران اشاره دارد. شاعر از رنجش دل و جور یار می‌گوید و از همنشین می‌خواهد که بر زخمش مرهم نگذارد. در نهایت، از بیگانگی رفیق با خویشان ابراز حیرت می‌کند.
رده سنی: 16+ متن دارای مفاهیم عمیق اخلاقی و اجتماعی است که درک آن برای نوجوانان و بزرگسالان مناسب است. همچنین، برخی از عبارات نیاز به درک و تجربهٔ بیشتری از زندگی دارند.

شماره ۲۶۴ - بیندیش ای پسر از آفت چشم بداندیشان

بیندیش ای پسر از آفت چشم بداندیشان
بپوشان روی خوب خویش از چشم بد ایشان ۱

به حال زار من گاهی نگاهی باز خوش باشد
که خوش باشد نگاهی گاهی از شاهان به درویشان ۲

وفا ورزیدم و آن را هنر پنداشتم عمری
ندانستم هنر عیب است در کیش جفا کیشان ۳

نرنجم گر به جای من بد اندیشد بداندیشی
که جز اندیشه ی بد نیست آیین بداندیشان ۴

منه ای همنشین بر زخم من مرهم که از مرهم
شود ناسورتر ریش دل مجروح دلریشان ۵

ز جور یار و صبر خویش حیرانم چه حالست این
که گردد کم ز کم هر روز این و بیش از پیش آن ۶

تو بر رغم رفیق از زانکه با بیگانگان خویشی
روا باشد که او بهر تو شد بیگانه از خویشان ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
کانال گوهرین در ایتا
۱۹۲
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۲۶۳ - به کار عشق خوشم خود چه کار بهتر ازین
گوهر بعدی:شماره ۲۶۵ - خوش است در سرمه روی نیکوان دیدن
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.