هوش مصنوعی:
این شعر عاشقانه و غزلگونه، به توصیف رابطهی عاشق و معشوق میپردازد و از احساسات عمیق، دلتنگیها، و یادآوری لحظات خوش گذشته سخن میگوید. شاعر از جادوی زلف معشوق، بیوفاییها، و رنجهای عشق مینالد و در عین حال، به مستی و شور عاشقانه اشاره دارد.
رده سنی:
16+
محتوا شامل مضامین عاشقانهی عمیق و گاه غمگین است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر پیچیده باشد. همچنین، برخی اشارات به مستی و احساسات پرشور ممکن است برای سنین پایینتر نامناسب تلقی شود.
شماره ۱۳۰ - یاد آنروزیکه کس را ره در این محضر نبود
یاد آنروزیکه کس را ره در این محضر نبود
ما و دل بودیم و غیر از ما کسی دیگر نبود ۱
آشنا با لعل دلجوی تو هر شب تا سحر
وقت مستی جز لب ما و لب ساغر نبود ۲
در خم زلف گرهگیر تو چون بند و شکن
این همه دل ریخته بر روی یکدیگر نبود ۳
جز زبان شانه و دست من و باد صبا
دست کس با زلف مشکین تو بازیگر نبود ۴
زلف جادویت بدینسان جادوئی در سر نداشت
چشم هندویت چنین طرار و حیلت گر نبود ۵
قصه ها از بیوفائی های تو با عاشقان
بر زبانها گفته شد لیکن مرا باور نبود ۶
دوش در مستی بعزم کشتن ما خاست لیک
مردم از حسرت که در دستش چرا خنجر نبود ۷
چهر زرد و اشک گلگونم بها و قیمتی
داشت در نزد تو و حاجت به سیم و زر نبود ۸
ما و دل بودیم و غیر از ما کسی دیگر نبود ۱
آشنا با لعل دلجوی تو هر شب تا سحر
وقت مستی جز لب ما و لب ساغر نبود ۲
در خم زلف گرهگیر تو چون بند و شکن
این همه دل ریخته بر روی یکدیگر نبود ۳
جز زبان شانه و دست من و باد صبا
دست کس با زلف مشکین تو بازیگر نبود ۴
زلف جادویت بدینسان جادوئی در سر نداشت
چشم هندویت چنین طرار و حیلت گر نبود ۵
قصه ها از بیوفائی های تو با عاشقان
بر زبانها گفته شد لیکن مرا باور نبود ۶
دوش در مستی بعزم کشتن ما خاست لیک
مردم از حسرت که در دستش چرا خنجر نبود ۷
چهر زرد و اشک گلگونم بها و قیمتی
داشت در نزد تو و حاجت به سیم و زر نبود ۸
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۸
۱۹۷
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۲۹ - دست ساقی دوش در محفل درخت طور بود
گوهر بعدی:شماره ۱۳۱ - هر کسی در جهان غمی دارد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.