هوش مصنوعی:
این متن شعری عرفانی است که از اسرار و حقایق معنوی سخن میگوید. شاعر به بیان مفاهیم مختلفی مانند ایمان، مستی معنوی، عقل و هشیاری، و رازهای نهفته در دل میپردازد. این اشعار با استفاده از نمادها و استعارههایی مانند شیشه و ساغر، خرقه و دستار، و دیوار بیان شدهاند. شاعر در پایان تعجب میکند که چگونه این رازها با وجود بیان مکرر، هنوز در دل باقی ماندهاند.
رده سنی:
16+
متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و استعارههای پیچیده است که درک آنها به بلوغ فکری و آشنایی با ادبیات عرفانی نیاز دارد. همچنین، برخی از واژهها مانند «مستی» و «خمار» ممکن است برای مخاطبان جوانتر نیاز به توضیح داشته باشند.
شماره ۱۷۰ - مثال مومن از مزمار گفتند
مثال مومن از مزمار گفتند
بیکدم صد هزار اسرار گفتند ۱
حقایق را بصورت در مجازات
سخن از حذف و از اضمار گفتند ۲
حدیثی بر سر منبر سرودند
مثالی بر در خمار گفتند ۳
گهی با شیشه و ساغر سرودند
گهی با خرقه و دستار گفتند ۴
گهی مستان و پاکوبان بدستان
زمانی عاقل و هشیار گفتند ۵
گهی سر در درون چه سرودند
گهی رخ بر رخ دیوار گفتند ۶
عجب دارم که در دل ماند این راز
بهر محفل اگر صدبار گفتند ۷
عجب تر آنکه از دل بر زبان نیز
نیاید گر چه زان بسیار گفتند ۸
بیکدم صد هزار اسرار گفتند ۱
حقایق را بصورت در مجازات
سخن از حذف و از اضمار گفتند ۲
حدیثی بر سر منبر سرودند
مثالی بر در خمار گفتند ۳
گهی با شیشه و ساغر سرودند
گهی با خرقه و دستار گفتند ۴
گهی مستان و پاکوبان بدستان
زمانی عاقل و هشیار گفتند ۵
گهی سر در درون چه سرودند
گهی رخ بر رخ دیوار گفتند ۶
عجب دارم که در دل ماند این راز
بهر محفل اگر صدبار گفتند ۷
عجب تر آنکه از دل بر زبان نیز
نیاید گر چه زان بسیار گفتند ۸
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۸
۱۸۷
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۶۹ - بنویس نامه گر رقم قتل ما بود
گوهر بعدی:شماره ۱۷۱ - باغ را نوبت نشور آمد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.