هوش مصنوعی: این متن درباره بی‌ثمری تلاش‌های انسان در برابر تقدیر ازلی و مرگ است. خواجه با وجود تلاش‌های بسیار، در نهایت با مرگ روبرو می‌شود و هیچ‌چیز از رنج‌هایش نمی‌برد. متن بر بی‌فایده بودن حرص و طمع در دنیا و اهمیت عمل همراه با علم تأکید دارد.
رده سنی: 15+ محتوا دارای مفاهیم عمیق فلسفی و عرفانی است که برای درک کامل آن، مخاطب نیاز به بلوغ فکری دارد. همچنین، موضوع مرگ و تقدیر ممکن است برای کودکان سنگین باشد.

شماره ۲۱۷ - این خواجه گر رهد ز غم و حسرت اجل

این خواجه گر رهد ز غم و حسرت اجل
شاید که نام خود بنهد حضرت اجل ۱

بر دست خواجگی بنشسته که ناگهان
مرگش ز در درآید و گوید که العجل ۲

گفت آن ستوده شاه، که دنیا پرست مرد
چون پیر شد، جوان شودش حرص با امل ۳

نیکو سرود ای بفدای سخنش جان
چون بی ثمر درخت بود علم بی عمل ۴

چندانکه خواجه کشت و درو دو برید و دوخت
آخر بگو چه برد از این رنج، ماحصل ۵

بیهوده خواجه میفکند خویش را برنج
هرگز فزون و کم نشود قسمت ازل ۶

هرچت ز دست رفت بدل میتوان گرفت
عمر است گوهریکه نباشد ورا بدل ۷

بر لوح حکمت ازلی بر نوشته اند
تالایزال هر چه برآید زلم یزل ۸
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۸
کانال گوهرین در ایتا
۱۸۲
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۲۱۶ - شکرلله که شدی باخبر از عالم دل
گوهر بعدی:شماره ۲۱۸ - گرد لعل دلفریبت کرده منزل تیره خال
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.