هوش مصنوعی:
این متن شعری عرفانی و غنایی است که از مضامین شراب، عشق، و طبیعت استفاده میکند. شاعر با تصاویری مانند ساقی، باده، خورشید، و باغ، حالتی روحانی و شادمانه را توصیف میکند. در پایان، اشارهای به تسلیم در برابر عشق الهی دارد.
رده سنی:
16+
متن شامل مفاهیم عرفانی و استعارههای شراب است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر نامفهوم یا نامناسب باشد. همچنین، درک عمیقتر این شعر نیاز به آشنایی با ادبیات کهن فارسی دارد.
شماره ۷۰ - ساقی بجام باده گلرنگ در صباح
ساقی بجام باده گلرنگ در صباح
در صحن بوستان ز کرم گفت الصلاح ۱
تا آفتاب طلعت ساقی طلوع کرد
کردیم دیده بر رخ خورشید افتتاح ۲
با روح او که گفت الست بربکم
جانم چشید از لب ساقی روح راح ۳
تا طفل جام لعل لبش شیر گیر شد
من یافتم ز چنگ سگ نفس بدفلاح ۴
در باغ وراغ آمد و کوهی چو مشت کاه
مشکات را بسوزان از شعلهها صباح ۵
در صحن بوستان ز کرم گفت الصلاح ۱
تا آفتاب طلعت ساقی طلوع کرد
کردیم دیده بر رخ خورشید افتتاح ۲
با روح او که گفت الست بربکم
جانم چشید از لب ساقی روح راح ۳
تا طفل جام لعل لبش شیر گیر شد
من یافتم ز چنگ سگ نفس بدفلاح ۴
در باغ وراغ آمد و کوهی چو مشت کاه
مشکات را بسوزان از شعلهها صباح ۵
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۵
۱۷۰
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۶۹ - تا رود جان بجانب معراج
گوهر بعدی:شماره ۷۱ - برداشتیم از کف ساقی روح راح
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.