خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن عرفانی و معنوی، به توصیف نور الهی و تأثیر آن بر جهان و انسان میپردازد. شاعر با بیان زیباییهای ذات خداوند و نقش آن در آفرینش، به عشق و شیدایی نسبت به یار اشاره میکند. همچنین، متن به معرفت الهی و شناخت خداوند از طریق مشاهدهی جهان هستی تأکید دارد.
متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی است که درک آن ممکن است برای مخاطبان جوانتر دشوار باشد. همچنین، استفاده از اصطلاحات خاص عرفانی نیازمند سطحی از بلوغ فکری و آشنایی با ادبیات کهن فارسی است.
شماره ۸۱ - بنور پاک تو چشم دلم چو بینا شد
بنور پاک تو چشم دلم چو بینا شد
ز آفتاب رخت هر دو کون پیدا شد ۱
بهر چه کرد نظر دوست غیر خویش ندید
بحسن خویش از این روی یار شیدا شد ۲
در آن مقام که معلوم علم و عالم اوست
صفات ذات شده ذات عین اسما شد ۳
بیک نظر که خدا کرد از سر قدرت
زمین و انجم وخورشید ومه هویدا شد ۴
بدانکه علت غائی است آدم خاکی
از آن به معرفت کردگار دانا شد ۵
بغیر هستی حق هیچ روی ننماید
تو را که دیده دل روشن و مصفا شد ۶
دل شکسته کوهی بیاد آن دلدار
زهر دو کون چو خورشید پاک و یکتا شد ۷
ز آفتاب رخت هر دو کون پیدا شد ۱
بهر چه کرد نظر دوست غیر خویش ندید
بحسن خویش از این روی یار شیدا شد ۲
در آن مقام که معلوم علم و عالم اوست
صفات ذات شده ذات عین اسما شد ۳
بیک نظر که خدا کرد از سر قدرت
زمین و انجم وخورشید ومه هویدا شد ۴
بدانکه علت غائی است آدم خاکی
از آن به معرفت کردگار دانا شد ۵
بغیر هستی حق هیچ روی ننماید
تو را که دیده دل روشن و مصفا شد ۶
دل شکسته کوهی بیاد آن دلدار
زهر دو کون چو خورشید پاک و یکتا شد ۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۸۰ - چشم نیرنگ باز پی مرود
گوهر بعدی:شماره ۸۲ - خوش حال آن کسانی کز دام تن رهیدند
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.