هوش مصنوعی:
شاعر در این متن از دوری معشوق و اشتیاق به بازگشت او سخن میگوید. او از رنج هجران و عشقی که او را میسوزاند، شکایت میکند و از معشوق میخواهد که بازگردد و لطفی نشان دهد. شاعر همچنین از بیرحمی معشوق و عهدشکنی او گلایه میکند.
رده سنی:
16+
این متن حاوی مفاهیم عمیق عاطفی و عاشقانه است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از زبان شاعرانه و مفاهیم پیچیدهتر عشق و هجران نیاز به بلوغ فکری و تجربهی عاطفی بیشتری دارد.
غزل ۱ - آه، تا کی ز سفر باز نیایی، بازآ
آه، تا کی ز سفر باز نیایی، بازآ
اشتیاق تو مرا سوخت کجایی، بازآ ۱
شده نزدیک که هجران تو، ما را بکشد
گر همان بر سر خون ریزی مایی، بازآ ۲
کردهای عهد که بازآیی و ما را بکشی
وقت آنست که لطفی بنمایی، بازآ ۳
رفتی و باز نمیآیی و من بی تو به جان
جان من این همه بی رحم چرایی، بازآ ۴
وحشی از جرم همین کز سر آن کو رفتی
گرچه مستوجب صد گونه جفایی، بازآ ۵
اشتیاق تو مرا سوخت کجایی، بازآ ۱
شده نزدیک که هجران تو، ما را بکشد
گر همان بر سر خون ریزی مایی، بازآ ۲
کردهای عهد که بازآیی و ما را بکشی
وقت آنست که لطفی بنمایی، بازآ ۳
رفتی و باز نمیآیی و من بی تو به جان
جان من این همه بی رحم چرایی، بازآ ۴
وحشی از جرم همین کز سر آن کو رفتی
گرچه مستوجب صد گونه جفایی، بازآ ۵
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۵
۱۱۳۶
این گوهر را بشنوید
خوانش
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر بعدی:غزل ۲ - کشیده عشق در زنجیر، جان ناشکیبا را
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.