هوش مصنوعی:
این شعر به توصیف قدرت و مهارت عبّاس در استفاده از شمشیر و تأثیرات آن میپردازد. همچنین، به موضوعات قضا و قدر، مرگ و زندگی، و ستایش از شخصی به نام «وفایی» اشاره دارد. شاعر از زبان استعاری و تصاویر پرطنین برای بیان مفاهیم عمیق استفاده کرده است.
رده سنی:
16+
محتوا شامل مفاهیم عمیق فلسفی و عرفانی است و از استعارههای پیچیده و تصاویر خشن (مانند توصیف شمشیر و قتل) استفاده شده که ممکن است برای کودکان و نوجوانان کمسن مناسب نباشد.
شمارهٔ ۳۸ - تجدید مطلع دوم
عبّاس اگر که دست به شمشیر بر زند
یکباره شعله بر همه ی خشک و تر زند ۱
از تیغ آبدارش گر، یک شراره یی
گردد عیان به خرمن هستی شرر زند ۲
از قتل خود خبر نشود تا به روز حشر
بر فرق هر که تیغ بلا، بی خبر زند ۳
از بسکه هست چابک و چالاک و تند و تیز
شمشیر نارسیده به مغفر به سر زند ۴
سازد دونیم پیکر او بی زیاد و کم
از خشم هرکه را که به سر یا کمر زند ۵
پیوسته نیش بر، رگ جان مخالفان
فصّاد، تیر تیزش چون نیشتر زند ۶
روز وغا قضا و قدر چاکران او
هرجا، اراده کرد قضا و قدر زند ۷
خیّاط وار شخص قضا جامه ی ممات
بهر عدو بود ز فنا آستر زند ۸
صبّاغ وار، دست قدر رخت زندگی
در خمّ نیستی زاجل پیشتر زند ۹
گر، یک شرر، ز شعله ی تیغش رسد به خصم
تا روز حشر نعره ی هذاالسقّر زند ۱۰
شاها، مرا به مدح تو لطف تو شد دلیل
ورنه چگونه مور، ز دریا گذر زند ۱۱
مارا، زبان به وصف تو قاصر بود ولی
گنجشگ قدر همّت خود بال و پر زند ۱۲
تا شد به مدحت تو «وفایی» سخن سرای
نطقش هزار طعنه به قند و شکر زند ۱۳
سقّا ندیدم و نشنیدم به روزگار
از سوز تشنگی شررش بر جگر زند ۱۴
یکباره شعله بر همه ی خشک و تر زند ۱
از تیغ آبدارش گر، یک شراره یی
گردد عیان به خرمن هستی شرر زند ۲
از قتل خود خبر نشود تا به روز حشر
بر فرق هر که تیغ بلا، بی خبر زند ۳
از بسکه هست چابک و چالاک و تند و تیز
شمشیر نارسیده به مغفر به سر زند ۴
سازد دونیم پیکر او بی زیاد و کم
از خشم هرکه را که به سر یا کمر زند ۵
پیوسته نیش بر، رگ جان مخالفان
فصّاد، تیر تیزش چون نیشتر زند ۶
روز وغا قضا و قدر چاکران او
هرجا، اراده کرد قضا و قدر زند ۷
خیّاط وار شخص قضا جامه ی ممات
بهر عدو بود ز فنا آستر زند ۸
صبّاغ وار، دست قدر رخت زندگی
در خمّ نیستی زاجل پیشتر زند ۹
گر، یک شرر، ز شعله ی تیغش رسد به خصم
تا روز حشر نعره ی هذاالسقّر زند ۱۰
شاها، مرا به مدح تو لطف تو شد دلیل
ورنه چگونه مور، ز دریا گذر زند ۱۱
مارا، زبان به وصف تو قاصر بود ولی
گنجشگ قدر همّت خود بال و پر زند ۱۲
تا شد به مدحت تو «وفایی» سخن سرای
نطقش هزار طعنه به قند و شکر زند ۱۳
سقّا ندیدم و نشنیدم به روزگار
از سوز تشنگی شررش بر جگر زند ۱۴
قالب: غزل/قصیده/قطعه
تعداد ابیات: ۱۴
۱۸۸
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شمارهٔ ۳۷ - در شهادت حضرت ابوالفضل (ع)
گوهر بعدی:شمارهٔ ۳۹ - در مدح و منقبت و ذکر شهادت حضرت علی اکبر (ع)
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.