هوش مصنوعی:
شاعر در این شعر از درد عشق و رنجهای ناشی از آن میگوید. او احساس میکند که غم و عشق او را مانند صیدی بیپناه به خاک و خون میکشد، و زنجیر زلف معشوق او را به جنون میکشاند. همچنین، از خواری و تحقیر در برابر رقیب و فسونهای معشوق سخن میگوید که او را در تنگنای غم گرفتار کرده است.
رده سنی:
16+
متن حاوی مضامین عمیق عاشقانه و عرفانی است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، برخی از مفاهیم مانند رنج عشق و جنون ناشی از عشق نیاز به بلوغ فکری دارد.
شماره ۳۴ - در پا غمت چو صید زبون میکشد مرا
در پا غمت چو صید زبون میکشد مرا
میافکند به خاک و به خون میکشد مرا ۱
ما خون گرفتهایم و دمادم به زور دست
درپای تیغ، بخت زبون میکشد مرا ۲
زنجیر زلف او اگر این است، عاقبت
سودای عاشقی به جنون میکشد مرا ۳
خواری به آن رسیده که بی گفت او، رقیب
از بزم همچو شحنه برون میکشد مرا ۴
میلی لب فسونگر افسانهساز یار
در تنگنای غم به فسون میکشد مرا ۵
میافکند به خاک و به خون میکشد مرا ۱
ما خون گرفتهایم و دمادم به زور دست
درپای تیغ، بخت زبون میکشد مرا ۲
زنجیر زلف او اگر این است، عاقبت
سودای عاشقی به جنون میکشد مرا ۳
خواری به آن رسیده که بی گفت او، رقیب
از بزم همچو شحنه برون میکشد مرا ۴
میلی لب فسونگر افسانهساز یار
در تنگنای غم به فسون میکشد مرا ۵
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۵
۱۹۲
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۳۳ - امّید وعدههای تو نو میکند مرا
گوهر بعدی:شماره ۳۵ - مشو با روی آتشناک، شبها شمع محفلها
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.