هوش مصنوعی:
این شعر عاشقانه و غزلگونه، احساسات شاعر را نسبت به معشوقهای توصیف میکند که با ناز و غمزه از او دوری میکند. شاعر از رنجهای عشق، دوری معشوق، و حسادت به رقیبان مینالد و در عین حال، شیفته زیبایی و جذبهی یار است.
رده سنی:
16+
مفاهیم عمیق عاشقانه و استفاده از استعارههای پیچیده ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، برخی از مضامین مانند رنج عشق و حسادت نیاز به بلوغ عاطفی دارد.
شماره ۶۴ - آن غمزه در صف مژه خشمگین نشست
آن غمزه در صف مژه خشمگین نشست
چون شحنهای که بر سر بازار کین نشست ۱
سازد بهانه شرم و نبیند به سوی من
هرجا رقیب پهلوی آن نازنین نشست ۲
صد خار گر به پا بنشیند چو گرد باد
در وادی طلب نتوان بر زمین نشست ۳
شب تا به روز، غیر به بزمش نگاه داشت
شوخی که در برابر من خشمگین نشست ۴
از شوق لعل یار، به گرداب آرزو
میلیّ خون گرفته به رنگ نگین نشست ۵
چون شحنهای که بر سر بازار کین نشست ۱
سازد بهانه شرم و نبیند به سوی من
هرجا رقیب پهلوی آن نازنین نشست ۲
صد خار گر به پا بنشیند چو گرد باد
در وادی طلب نتوان بر زمین نشست ۳
شب تا به روز، غیر به بزمش نگاه داشت
شوخی که در برابر من خشمگین نشست ۴
از شوق لعل یار، به گرداب آرزو
میلیّ خون گرفته به رنگ نگین نشست ۵
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۵
۲۱۳
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۶۳ - به دل امید بهبودی نماندهست
گوهر بعدی:شماره ۶۵ - آنکه کاری غیر آزار دل زاری نیافت
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.