هوش مصنوعی:
شاعر در این شعر از ناخشنودی و ناامیدی در عشق میگوید، از بیوفایی و بیاعتمادی شکایت دارد و به دنبال وصال معشوق است. او از رنجهای عاشقانه و انتظارهای بیثمر مینالد و در نهایت به این نتیجه میرسد که وعدههای عشق اگر آشکار شود، نابود میشود.
رده سنی:
16+
متن دارای مضامین عاشقانهی عمیق و احساسات پیچیده است که درک آن برای نوجوانان کمسنوسال دشوار بوده و ممکن است برای آنها مناسب نباشد. همچنین، مفاهیمی مانند ناامیدی و بیوفایی نیاز به بلوغ عاطفی دارد.
شماره ۸۷ - نداری غم، دلم گر از تو ناخشنود میگردد
نداری غم، دلم گر از تو ناخشنود میگردد
ز بس کز ناامیدیها تسلّی زود میگردد ۱
چنان در جنگ داد بیوفایی داد آن بدخو
که نام آشتی نشنیده شرمآلود میگردد ۲
به راه انتظارش هر دم از بیاعتمادیها
گمانها گرد جان آرزو فرسود میگردد ۳
من دیوانه را بر ساده لوحی خنده میآید
که دنبال تو بدخو از پی مقصود میگردد ۴
همانا کرده حاصل رخصت منع مرا امشب
که در بیرون بزمش مدّعی خشنود میگردد ۵
چه خواهد بود میلی، اعتماد وعده وصلی
که غیری گر ازان آگه شود، نابود میگردد ۶
ز بس کز ناامیدیها تسلّی زود میگردد ۱
چنان در جنگ داد بیوفایی داد آن بدخو
که نام آشتی نشنیده شرمآلود میگردد ۲
به راه انتظارش هر دم از بیاعتمادیها
گمانها گرد جان آرزو فرسود میگردد ۳
من دیوانه را بر ساده لوحی خنده میآید
که دنبال تو بدخو از پی مقصود میگردد ۴
همانا کرده حاصل رخصت منع مرا امشب
که در بیرون بزمش مدّعی خشنود میگردد ۵
چه خواهد بود میلی، اعتماد وعده وصلی
که غیری گر ازان آگه شود، نابود میگردد ۶
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۶
۲۶۴
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۸۶ - حرفی که از کسی نشنیدی، پیام ماست
گوهر بعدی:شماره ۸۸ - عشّاق که ترک ره دلدار گرفتند
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.