هوش مصنوعی:
شاعر در این متن از احساس شرمساری و پشیمانی خود پس از رفتار نادرست با معشوق سخن میگوید. او از امیدهای بربادرفته، حسرت گذشته و احساس خواری ناشی از جفاکاری خود مینالد و در نهایت، خود را شکار غمزههای معشوق میداند.
رده سنی:
16+
متن حاوی مفاهیم عاطفی پیچیده مانند پشیمانی، حسرت و روابط انسانی است که درک آنها برای مخاطبان زیر 16 سال ممکن است دشوار باشد. همچنین، استفاده از استعارههای شعری نیاز به سطحی از بلوغ فکری دارد.
شماره ۲۱۰ - به وقت صلح چو در شکوه پیش یار شدم
به وقت صلح چو در شکوه پیش یار شدم
گنه ز جانب من بود، شرمسار شدم ۱
کنون ازو به کدام آبرو وفا طلبم؟
که ساختم به جفا آنقدر که خوار شدم ۲
هلاک آن نگه آشنا شوم که ازان
به همزبانی پنهان امیدوار شدم ۳
ز دور برتنم ای جان رفته، حسرت خور
که بسته خم فتراک آن سوار شدم ۴
خبر دهید به آزادگان که چون میلی
شکار غمزه آن آدمی شکار شدم ۵
گنه ز جانب من بود، شرمسار شدم ۱
کنون ازو به کدام آبرو وفا طلبم؟
که ساختم به جفا آنقدر که خوار شدم ۲
هلاک آن نگه آشنا شوم که ازان
به همزبانی پنهان امیدوار شدم ۳
ز دور برتنم ای جان رفته، حسرت خور
که بسته خم فتراک آن سوار شدم ۴
خبر دهید به آزادگان که چون میلی
شکار غمزه آن آدمی شکار شدم ۵
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۵
۱۸۵
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۲۰۹ - ز من در شکوه آن شوخ بلا بودهست، دانستم
گوهر بعدی:شماره ۲۱۱ - قربان نگه کردن پنهان تو گردم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.