هوش مصنوعی:
در این متن، شاعر از دیدار یار خود در وقت سحر سخن میگوید و از ترس از دشمن (که پدر است) یاد میکند. سپس به توصیف بوسههایی که بر لب یار زده میپردازد و لب یار را به عقیق و شکر تشبیه میکند.
رده سنی:
15+
این متن حاوی مفاهیم عاشقانه و احساسی است که ممکن است برای کودکان و نوجوانان زیر 15 سال قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از تشبیهات و استعارههای پیچیده ممکن است نیاز به سطحی از بلوغ فکری و ادبی داشته باشد.
رباعی ۱۴ - آمد بر من که یار، کی؟ وقت سحر
آمد بر من که یار، کی؟ وقت سحر
ترسنده ز که؟ ز خصم، خصمش که؟ پدر ۱
دادمش دو بوسه، بر کجا؟ بر لب تر
لب بد؟ نه، چه بد؟ عقیق، چون بد؟ چو شکر ۲
ترسنده ز که؟ ز خصم، خصمش که؟ پدر ۱
دادمش دو بوسه، بر کجا؟ بر لب تر
لب بد؟ نه، چه بد؟ عقیق، چون بد؟ چو شکر ۲
قالب: رباعی
تعداد ابیات: ۲
۶۳۴
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:رباعی ۱۳ - نامت شنوم، دل ز فرح زنده شود
گوهر بعدی:رباعی ۱۵ - هان! تشنه جگر، مجوی زین باغ ثمر
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.