این شعر به ستایش پیامبر اسلام (ص) و جایگاه والای ایشان در خلقت میپردازد. شاعر بیان میکند که پیامبر با اسماء و صفات الهی آشناست، اسرار غیب را میداند و راهنمای جانها به سوی خداوند است. همچنین، اشاره میکند که بدون وجود پیامبر، عرش و فرش، ملائکه، انسان و پری نیز وجود نداشتند. در پایان، شاعر با بیان اینکه شعرش در مدح پیامبر به پایان رسیده، ادعا میکند که به کمال شاعری دست یافته است.
محتوا شامل مفاهیم عرفانی و مذهبی عمیق است که درک آن برای کودکان دشوار میباشد. همچنین، استفاده از اصطلاحات و تشبیهات ادبی نیاز به سطحی از بلوغ فکری و آشنایی با ادبیات فارسی دارد.
شماره ۲۳۴ - باد و گیسوی سیاه عنبری
آمدی در صورت پیغمبری
شرح اسماء و صفات خویش را
خواندهای بر جمله از جان آفری
بر همه اسرار غیب الغیب را
کردهٔ روشن چو ماه و مشتری
قبله موجود و واجب آمدی
میکنی جان را به جانان رهبری
انبیا و اولیا در راه دین
حلقه در گوش تواند از چاکری
گر نبودی تو نبودی عرش و فرش
نه ملک بودی نه آدم نه پری
کوهیا نعت نبی گفتی به نظم
ختم شد بر تو کمال شاعری
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.