هوش مصنوعی:
این متن شعری است که در آن جوانی با خارها زندگی میکند و از گلها دوری میجوید. او بیان میکند که خارها برایش کافی هستند و وصال گلها را حرام میداند. همچنین، گلها را به دلیل دو رویی و بیوفایی مورد انتقاد قرار میدهد و از بتان بیوفا و دلیرانی که آنها را شکستند، سخن میگوید.
رده سنی:
16+
این متن دارای مفاهیم عمیق فلسفی و عرفانی است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، انتقاد از بیوفایی و دو رویی نیاز به تجربه و درک بیشتری از روابط انسانی دارد که معمولاً در سنین بالاتر حاصل میشود.
حکایت - جوانی خار کن بر خار میخفت
جوانی خار کن بر خار میخفت
کسی گل بر سرش کرد، آن جوان گفت ۱
مرا تا خار دامن گیر گشتست
گل اندر خاطرم کمتر گذشتست ۲
ز خاری هر که او پیوند بیند
همان بهتر که: گل دیگر نچیند ۳
به تنهایی مرا خاری تمامست
وصال گل به انبازی حرامست ۴
درین بستان گل رنگین چه جویی؟
که دارد حسن او داغ دو رویی ۵
اگر خاری کند وقت ترا خوش
بر افشان دامن گل را به آتش ۶
ز گل رویان تر دامن چه جویی؟
که بر هرکس بخندد از دو رویی ۷
بتان بیوفا خود را پرستند
دلیران این چنین بتها شکستند ۸
کسی گل بر سرش کرد، آن جوان گفت ۱
مرا تا خار دامن گیر گشتست
گل اندر خاطرم کمتر گذشتست ۲
ز خاری هر که او پیوند بیند
همان بهتر که: گل دیگر نچیند ۳
به تنهایی مرا خاری تمامست
وصال گل به انبازی حرامست ۴
درین بستان گل رنگین چه جویی؟
که دارد حسن او داغ دو رویی ۵
اگر خاری کند وقت ترا خوش
بر افشان دامن گل را به آتش ۶
ز گل رویان تر دامن چه جویی؟
که بر هرکس بخندد از دو رویی ۷
بتان بیوفا خود را پرستند
دلیران این چنین بتها شکستند ۸
قالب: مثنوی
تعداد ابیات: ۸
۴۳۱
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:خلاصهٔ سخن
گوهر بعدی:تمامی سخن
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.