هوش مصنوعی: این شعر عاشقانه و عرفانی از عراقی، به توصیف زیبایی‌های طبیعت و ارتباط آن با یاد یار می‌پردازد. شاعر با استفاده از تصاویری مانند بوی گل، نسیم صبحگاهی و گلزار، احساسات عمیق خود را نسبت به معشوق بیان می‌کند. در عین حال، او از درد فراق و زخم‌های عشق نیز سخن می‌گوید.
رده سنی: 16+ محتوا شامل مضامین عاشقانه و عرفانی عمیق است که ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر پیچیده باشد. همچنین، برخی از ابیات اشاره به درد و رنج عشق دارند که درک آن‌ها به بلوغ عاطفی نیاز دارد.

غزل ۱۱۴ - صبا وقت سحر گویی ز کوی یار می‌آید

صبا وقت سحر گویی ز کوی یار می‌آید
که بوی او شفای جان هر بیمار می‌آید ۱

نسیم خوش مگر از باغ جلوه می‌دهد گل را
که آواز خوش از هر سو ز خلقی زار می‌آید ۲

بیا در گلشن ای بی‌دل، به بوی گل برافشان جان
که از گلزار و گل امروز بوی یار می‌آید ۳

گل از شادی همی خندد، من از غم زار می‌گریم
که از گلشن مرا یاد از رخ دلدار می‌آید ۴

ز بستان هیچ در چشمم نمی‌آید، مگر آبی
که در چشمم ز یاد او دمی صدبار می‌آید ۵

اگر گلزار می‌آید کسی را خوش، مرا باری
نسیم کوی او خوشتر ز صد گلزار می‌آید ۶

مرا چه از گل و گلزار؟ کاندر دست امیدم
ز گلزار وصال یار زخم خار می‌آید ۷

عراقی خسته دل هردم ز سویی می‌خورد زخمی
همه زخم بلا گویی برین افگار می‌آید ۸
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۸
کانال گوهرین در ایتا
۵۵۹
این گوهر را بشنوید

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۱۱۳ - آخر این تیره شب هجر به پایان آید
گوهر بعدی:غزل ۱۱۵ - صبا وقت سحر، گویی، ز کوی یار می‌آید
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.