هوش مصنوعی: این شعر عاشقانه و عارفانه، بیانگر درد و رنج شاعر از دوری معشوق و آرزوی دیدار اوست. شاعر با زبانی پراحساس و تصاویر زیبا، از عشق و اشتیاق خود می‌گوید و از معشوق می‌خواهد که به او توجه کند. او حاضر است جان خود را در راه معشوق فدا کند و تنها آرزویش دیدار یار است.
رده سنی: 16+ مفاهیم عمیق عاشقانه و عرفانی موجود در شعر ممکن است برای کودکان و نوجوانان کم‌سن‌وسال قابل‌درک نباشد. همچنین، برخی از تصاویر و استعاره‌های به‌کاررفته نیاز به سطحی از بلوغ فکری و تجربه‌ی زندگی دارند.

غزل ۲۶۳ - از کرم در من بیچاره نظر کن نفسی

از کرم در من بیچاره نظر کن نفسی
که ندارم به جز از لطف تو فریادرسی ۱

روی بنمای، که تا پیش رخت جان بدهم
چه زیان دارد اگر سود کند از تو کسی؟ ۲

در سرم نیست به جز دیدن تو سودایی
در دلم نیست، به جز پیش تو مردن هوسی ۳

پیش از آن کز تو مرا جان به لب آید ناگاه
نظری کن تو، مرا عمر نمانده است بسی ۴

تو خود انصاف بده، بلبل جان مشتاق
بی‌گلستان رخت چند تپد در قفسی؟ ۵

آتش هجر تو پنهان جگرم می‌سوزد
لیکن از بیم نیارم که برآرم نفسی ۶

مکن از خاک سر کوی عراقی را دور
باش، گو: کم نشود قیمت گوهر ز خسی ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
کانال گوهرین در ایتا
۴۶۲
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۲۶۲ - چو برقع از رخ زیبای خود براندازی
گوهر بعدی:غزل ۲۶۴ - نگارا، وقت آن آمد که یکدم ز آن من باشی
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.