هوش مصنوعی:
این متن شعری عاشقانه و عرفانی است که در آن شاعر از عشق و جذابیت معشوق سخن میگوید. او از زیباییهای ظاهری و باطنی معشوق، مانند موهایش، ابروهایش، و بوی خوشش یاد میکند. همچنین، شاعر از حالات عاشقانه و وجد و حالی که در اثر شنیدن موسیقی و نوشیدن شراب به او دست میدهد، سخن میگوید. در پایان، شاعر اشاره میکند که عشق واقعی نیاز به پاکی و طهارت دارد.
رده سنی:
16+
این متن حاوی مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، برخی از عبارات و استعارههای به کار رفته در متن نیاز به سطحی از بلوغ فکری و تجربهی زندگی برای درک کامل دارند.
غزل ۳۰ - زلفت هزار دل به یکی تار مو ببست
زلفت هزار دل به یکی تار مو ببست
راه هزار چارهگر از چارسو ببست ۱
تا عاشقان به بوی نسیمش دهند جان
بگشود نافهایّ و دَرِ آرزو ببست ۲
شیدا از آن شدم که نگارم چو ماه نو
ابرو نُمود و جلوهگری کرد و رو ببست ۳
ساقی به چند رنگ، می اندر پیاله ریخت
این نقشها نگر که چه خوش در کدو ببست ۴
یا رب چه غمزه کرد صُراحی که خون خُم
با نعرههای قُلقُلش اندر گلو ببست ۵
مطرب چه پرده ساخت که در پردهٔ سماع
بر اهل وجد و حال، درِ هایوهو ببست ۶
حافظ! هر آن که عشق نَورزید و وصل خواست
احرامِ طوفِ کعبهٔ دل، بیوضو ببست ۷
راه هزار چارهگر از چارسو ببست ۱
تا عاشقان به بوی نسیمش دهند جان
بگشود نافهایّ و دَرِ آرزو ببست ۲
شیدا از آن شدم که نگارم چو ماه نو
ابرو نُمود و جلوهگری کرد و رو ببست ۳
ساقی به چند رنگ، می اندر پیاله ریخت
این نقشها نگر که چه خوش در کدو ببست ۴
یا رب چه غمزه کرد صُراحی که خون خُم
با نعرههای قُلقُلش اندر گلو ببست ۵
مطرب چه پرده ساخت که در پردهٔ سماع
بر اهل وجد و حال، درِ هایوهو ببست ۶
حافظ! هر آن که عشق نَورزید و وصل خواست
احرامِ طوفِ کعبهٔ دل، بیوضو ببست ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
۸۱۳
این گوهر را بشنوید
خوانش
خوانش
خوانش
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۲۹ - ما را ز خیال تو چه پروای شراب است
گوهر بعدی:غزل ۳۱ - آن شب قدری که گویند اهل خلوت امشب است
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.