هوش مصنوعی: این شعر از حافظ بیانگر ناامیدی و شکایت از یار ناسازگار است که عهدشکنی کرده و جز جور و ستم نداشته است. شاعر از بی‌وفایی یار و نبود لطف و کرم در او شکایت می‌کند و از این که دیگران نیز او را محترم نمی‌شمارند، اظهار تاسف می‌کند. در نهایت، شاعر به ساقی و محتسب اشاره می‌کند و از جام جم و فصاحت خود سخن می‌گوید.
رده سنی: 16+ این شعر حاوی مفاهیم عمیق عاطفی و فلسفی است که ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر قابل درک نباشد. همچنین، برخی از مفاهیم مانند عهدشکنی و جور و ستم نیاز به تجربه و درک بیشتری از زندگی دارند.

غزل ۷۸ - دیدی که یار جز سر جور و ستم نداشت

دیدی که یار جز سر جور و ستم نداشت
بشکست عهد وز غم ما هیچ غم نداشت ۱

یا رب مگیرش ار چه دل چون کبوترم
افکند و کشت و عزت صید حرم نداشت ۲

بر من جفا ز بخت من آمد وگرنه یار
حاشا که رسم لطف و طریق کرم نداشت ۳

با این همه هر آن که نه خواری کشید از او
هر جا که رفت هیچ کسش محترم نداشت ۴

ساقی بیار باده و با محتسب بگو
انکار ما مکن که چنین جام جم نداشت ۵

هر راهرو که ره به حریم درش نبرد
مسکین برید وادی و ره در حرم نداشت ۶

حافظ ببر تو گوی فصاحت که مدعی
هیچش هنر نبود و خبر نیز هم نداشت ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
کانال گوهرین در ایتا
۷۶۴
این گوهر را بشنوید

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۷۷ - بلبلی برگ گلی خوش رنگ در منقار داشت
گوهر بعدی:غزل ۷۹ - کنون که می‌دمد از بوستان نسیم بهشت
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.