هوش مصنوعی:
شاعر در این متن از تاریکی و سیاهی شبهای هجران و غمهای خود میگوید. او از تیرگی دل، آه تیرهدلان، و روزهای سیاه زمانه شکایت دارد و خود را گرفتار وادی محنت، کشتی غرقشده در غم، و هدف تیر بلا میداند. با وجود تابش شمع امید، صبح او از شام هجر تیرهتر است.
رده سنی:
16+
متن حاوی مضامین عمیق عاطفی و فلسفی مانند غم، هجران، و ناامیدی است که درک آنها به بلوغ فکری و تجربهی زندگی نیاز دارد. همچنین، استفاده از استعارهها و تشبیههای پیچیده ممکن است برای مخاطبان جوانتر دشوار باشد.
غزل ۲۱ - شبی ز تیرگی دل سیاه گشت چنان
شبی ز تیرگی دل سیاه گشت چنان
که صبح وصل نماید در آن، شب هجران ۱
شبی، چنانکه اگر سر بر آورد خورشید
سیاه روی نماید چو خال ماهرخان ۲
ز آه تیرهدلان، آنچنان شده تاریک
که خواب هم نبرد ره به چشم چار ارکان ۳
زمانه همچو دل من، سیاه روز شده
گهی که سر کنم از غم، حکایت دوران ۴
ز جوریار اگر شکوه سرکنم، زیبد
که دوش با فلک مست، بستهام پیمان ۵
منم چه خار گرفتار وادی محنت
منم چه کشتی غم، غرقه در ته عمان ۶
منم که تیغ ستم دیدهام به ناکامی
منم که تیر بلا خوردهام، ز دست زمان ۷
منم که خاطر من، خوش دلی ندیده زدور
منم که طبع من از خرمی بود ترسان ۸
منم که صبح من از شام هجر تیرهتر است
اگر چه پرتو شمع است بر دلم تابان ۹
که صبح وصل نماید در آن، شب هجران ۱
شبی، چنانکه اگر سر بر آورد خورشید
سیاه روی نماید چو خال ماهرخان ۲
ز آه تیرهدلان، آنچنان شده تاریک
که خواب هم نبرد ره به چشم چار ارکان ۳
زمانه همچو دل من، سیاه روز شده
گهی که سر کنم از غم، حکایت دوران ۴
ز جوریار اگر شکوه سرکنم، زیبد
که دوش با فلک مست، بستهام پیمان ۵
منم چه خار گرفتار وادی محنت
منم چه کشتی غم، غرقه در ته عمان ۶
منم که تیغ ستم دیدهام به ناکامی
منم که تیر بلا خوردهام، ز دست زمان ۷
منم که خاطر من، خوش دلی ندیده زدور
منم که طبع من از خرمی بود ترسان ۸
منم که صبح من از شام هجر تیرهتر است
اگر چه پرتو شمع است بر دلم تابان ۹
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۹
۵۵۸
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۲۰ - مقصود و مراد کون دیدیم
گوهر بعدی:غزل ۲۲ - تازه گردید از نسیم صبحگاهی، جان من
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.