هوش مصنوعی: این متن شعری عرفانی و عاشقانه است که در آن شاعر از عشق، عرفان، و رابطه‌ی عاشق و معشوق سخن می‌گوید. در این شعر، مفاهیمی مانند عشق الهی، فداکاری، و زیبایی‌های طبیعت به تصویر کشیده شده‌اند. شاعر از بلبل و گل به عنوان نمادهایی از عشق و عرفان استفاده می‌کند و به اهمیت خدمت و فداکاری در راه عشق اشاره می‌کند.
رده سنی: 16+ این متن حاوی مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه است که ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از استعاره‌ها و نمادهای پیچیده در شعر نیاز به سطحی از بلوغ فکری و تجربه‌ی زندگی دارد تا بتوان به درستی آن‌ها را درک کرد.

غزل ۲۷۷ - فکر بلبل همه آن است که گل شد یارش

فکر بلبل همه آن است که گل شد یارش
گل در اندیشه که چون عشوه کند در کارش ۱

دلربایی همه آن نیست که عاشق بکشند
خواجه آن است که باشد غم خدمتگارش ۲

جای آن است که خون موج زند در دل لعل
زین تغابن که خزف می‌شکند بازارش ۳

بلبل از فیض گل آموخت سخن ور نه نبود
این همه قول و غزل تعبیه در منقارش ۴

ای که در کوچه معشوقه ما می‌گذری
بر حذر باش که سر می‌شکند دیوارش ۵

آن سفرکرده که صد قافله دل همره اوست
هر کجا هست خدایا به سلامت دارش ۶

صحبت عافیتت گر چه خوش افتاد ای دل
جانب عشق عزیز است فرومگذارش ۷

صوفی سرخوش از این دست که کج کرد کلاه
به دو جام دگر آشفته شود دستارش ۸

دل حافظ که به دیدار تو خوگر شده بود
نازپرورد وصال است مجو آزارش ۹
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۹
کانال گوهرین در ایتا
۶۵۳
این گوهر را بشنوید

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۲۷۶ - باغبان گر پنج روزی صحبت گل بایدش
گوهر بعدی:غزل ۲۷۸ - شراب تلخ می‌خواهم که مردافکن بود زورش
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.