هوش مصنوعی:
شاعر در این متن از عشق و عاشقی، رنج هجران، و وابستگی به معشوق سخن میگوید. او ابراز میکند که حتی اگر معشوق به او آسیب برساند، باز هم از او دست نمیکشد و به او وفادار خواهد ماند. همچنین، شاعر از غم دنیا و نیاز به آرامش در شراب سخن میگوید و از معشوق میخواهد که او را نجات دهد.
رده سنی:
16+
متن شامل مفاهیم عمیق عاشقانه و عرفانی است که ممکن است برای مخاطبان کمسنوسال قابل درک نباشد. همچنین، اشاره به شراب و مفاهیم مرتبط با آن نیاز به بلوغ فکری دارد.
غزل ۳۳۱ - به تیغم گر کشد دستش نگیرم
به تیغم گر کشد دستش نگیرم
وگر تیرم زند منت پذیرم ۱
کمان ابرویت را گو بزن تیر
که پیش دست و بازویت بمیرم ۲
غم گیتی گر از پایم درآرد
به جز ساغر که باشد دستگیرم ۳
برآی ای آفتاب صبح امید
که در دست شب هجران اسیرم ۴
به فریادم رس ای پیر خرابات
به یک جرعه جوانم کن که پیرم ۵
به گیسوی تو خوردم دوش سوگند
که من از پای تو سر بر نگیرم ۶
بسوز این خرقه ی تقوا تو حافظ
که گر آتش شوم در وی نگیرم ۷
وگر تیرم زند منت پذیرم ۱
کمان ابرویت را گو بزن تیر
که پیش دست و بازویت بمیرم ۲
غم گیتی گر از پایم درآرد
به جز ساغر که باشد دستگیرم ۳
برآی ای آفتاب صبح امید
که در دست شب هجران اسیرم ۴
به فریادم رس ای پیر خرابات
به یک جرعه جوانم کن که پیرم ۵
به گیسوی تو خوردم دوش سوگند
که من از پای تو سر بر نگیرم ۶
بسوز این خرقه ی تقوا تو حافظ
که گر آتش شوم در وی نگیرم ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
۷۸۷
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۳۳۰ - تو همچو صبحی و من شمع خلوت سحرم
گوهر بعدی:غزل ۳۳۲ - مزن بر دل ز نوک غمزه ی تیرم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.