این شعر از حافظ، شاعر بزرگ ایرانی، بیانگر مفاهیم عرفانی و اخلاقی است. شاعر از عشق، دوستی، پرهیز از دنیاپرستی و توجه به ارزشهای معنوی سخن میگوید. او همچنین به پرهیز از افراد پیمانشکن و توجه به دوستی با خداوند تأکید میکند. در بخشی از شعر، شاعر از شهیدان و فداکاریهای آنان یاد میکند و در نهایت، از زیبایی و لطافت عشق و شراب سخن میگوید.
این شعر حاوی مفاهیم عمیق عرفانی و اخلاقی است که درک آنها نیاز به بلوغ فکری و تجربه زندگی دارد. همچنین، برخی از مفاهیم مانند پرهیز از دنیاپرستی و توجه به ارزشهای معنوی ممکن است برای مخاطبان جوانتر چالشبرانگیز باشد.
غزل ۳۸۷ - شاه شمشاد قدان خسرو شیرین دهنان
که به مژگان شکند قلب همه صفشکنان ۱
مست بگذشت و نظر بر من درویش انداخت
گفت: ای چشم و چراغ همه شیرینسخنان ۲
تا کی از سیم و زرت کیسه تهی خواهد بود؟
بندهٔ من شو و برخور ز همه سیمتنان ۳
کمتر از ذره نهای، پست مشو، مهر بورز
تا به خلوتگه خورشید رسی چرخ زنان ۴
بر جهان تکیه مکن ور قدحی مِی داری
شادی زهرهجبینان خور و نازکبدنان ۵
پیر پیمانهکش من که روانش خوش باد
گفت: پرهیز کن از صحبت پیمانشکنان ۶
دامن دوست به دست آر و ز دشمن بگسل
مرد یزدان شو و فارغ گذر از اهرمنان ۷
با صبا در چمن لاله سحر میگفتم
که شهیدانِ کهاند این همه خونینکفنان ۸
گفت: حافظ! من و تو محرم این راز نهایم
از می لعل حکایت کن و شیریندهنان ۹
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.