هوش مصنوعی: این متن شعری است که در آن شاعر از عشق و وصال به معشوق، صبر در برابر سختی‌ها، و ارزش دوستی و وفاداری سخن می‌گوید. همچنین، اشاره‌هایی به مفاهیم عرفانی، تقدیر، و حکمت زندگی دارد.
رده سنی: 16+ این متن حاوی مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی است که درک آن نیاز به بلوغ فکری و تجربه زندگی دارد. همچنین، برخی از مفاهیم مانند تقدیر و عشق ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر چالش‌برانگیز باشد.

غزل ۴۱۹ - وصال او ز عمر جاودان به

وصال او ز عمر جاودان به
خداوندا مرا آن ده که آن به ۱

به شمشیرم زد و با کس نگفتم
که راز دوست از دشمن نهان به ۲

به داغ بندگی مردن بر این در
به جان او که از ملک جهان به ۳

خدا را از طبیب من بپرسید
که آخر کی شود این ناتوان به ۴

گلی کان پایمال سرو ما گشت
بود خاکش ز خون ارغوان به ۵

به خلدم دعوت ای زاهد مفرما
که این سیب زنخ زان بوستان به ۶

دلا دایم گدای کوی او باش
به حکم آن که دولت جاودان به ۷

جوانا سر متاب از پند پیران
که رای پیر از بخت جوان به ۸

شبی می‌گفت چشم کس ندیده‌ست
ز مروارید گوشم در جهان به ۹

اگر چه زنده رود آب حیات است
ولی شیراز ما از اصفهان به ۱۰

سخن اندر دهان دوست شکر
ولیکن گفته حافظ از آن به ۱۱
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۱
کانال گوهرین در ایتا
۸۵۸
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۴۱۸ - گر تیغ بارد در کوی آن ماه
گوهر بعدی:غزل ۴۲۰ - ناگهان پرده برانداخته‌ای یعنی چه
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.