هوش مصنوعی: شاعر در این متن از درد فراق و دوری از معشوق می‌گوید و بیان می‌کند که از فراق او رنج زیادی می‌برد. او از طبیب درباره حال معشوق می‌پرسد و پاسخ می‌شنود که دوری از او عذاب و نزدیکی به او آرامش است. شاعر همچنین اشاره می‌کند که عشق بدون ملامت وجود ندارد و در پایان، از حافظ و طلب جام شراب به عنوان نمادی از لذت و کرامت یاد می‌کند.
رده سنی: 16+ این متن حاوی مفاهیم عمیق عرفانی و احساسی است که ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از اصطلاحات و مفاهیم پیچیده شعر کلاسیک فارسی نیاز به سطحی از بلوغ فکری و آشنایی با ادبیات فارسی دارد.

غزل ۴۲۶ - از خون دل نوشتم نزدیک دوست نامه

از خون دل نوشتم نزدیک دوست نامه
انی رایت دهرا من هجرک القیامه ۱

دارم من از فراقش در دیده صد علامت
لیست دموع عینی هذا لنا العلامه ۲

هر چند کآزمودم از وی نبود سودم
من جرب المجرب حلت به الندامه ۳

پرسیدم از طبیبی احوال دوست گفتا
فی بعدها عذاب فی قربها السلامه ۴

گفتم ملامت آید گر گرد دوست گردم
و الله ما راینا حبا بلا ملامه ۵

حافظ چو طالب آمد جامی به جان شیرین
حتی یذوق منه کاسا من الکرامه ۶
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۶
کانال گوهرین در ایتا
۶۶۱
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۴۲۵ - دامن کشان همی‌شد در شرب زرکشیده
گوهر بعدی:غزل ۴۲۷ - چراغ روی تو را شمع گشت پروانه
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.