هوش مصنوعی: شاعر در این متن از وضعیت ناامیدانه خود و امید به بهبودی سخن می‌گوید. او از بی‌وفایی یاران و نبود حمایت از سوی آنان شکایت می‌کند و از شراب و عشق به عنوان راهی برای فرار از مشکلات یاد می‌کند. شاعر همچنین از عشق و وفاداری سخن می‌گوید و از نبود توجه و محبت از سوی معشوق گلایه می‌کند.
رده سنی: 18+ متن حاوی مفاهیم عمیق عاطفی و فلسفی است که درک آن نیاز به بلوغ فکری و تجربه زندگی دارد. همچنین، اشاره به شراب و مستی ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر مناسب نباشد.

غزل ۴۶۸ - که برد به نزد شاهان ز من گدا پیامی

که برد به نزد شاهان ز من گدا پیامی
که به کوی می فروشان دو هزار جم به جامی ۱

شده‌ام خراب و بدنام و هنوز امیدوارم
که به همت عزیزان برسم به نیک نامی ۲

تو که کیمیافروشی نظری به قلب ما کن
که بضاعتی نداریم و فکنده‌ایم دامی ۳

عجب از وفای جانان که عنایتی نفرمود
نه به نامه‌ای پیامی نه به خامه‌ای سلامی ۴

اگر این شراب خام است اگر آن حریف پخته
به هزار بار بهتر ز هزار پخته خامی ۵

ز رهم میفکن ای شیخ به دانه‌های تسبیح
که چو مرغ زیرک افتد نفتد به هیچ دامی ۶

سر خدمت تو دارم بخرم به لطف و مفروش
که چو بنده کمتر افتد به مبارکی غلامی ۷

به کجا برم شکایت به که گویم این حکایت
که لبت حیات ما بود و نداشتی دوامی ۸

بگشای تیر مژگان و بریز خون حافظ
که چنان کشنده‌ای را نکند کس انتقامی ۹
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۹
کانال گوهرین در ایتا
۷۳۰
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۴۶۷ - زان می عشق کز او پخته شود هر خامی
گوهر بعدی:غزل ۴۶۹ - اتت روائح رند الحمی و زاد غرامی
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.