هوش مصنوعی:
شاعر در این شعر از آرزوی بازگشت به نوجوانی و تجدید حیات از طریق ارتباط با نوجوانان میگوید. او عشق را عنصر ضروری زندگی میداند و زندگی بدون عشق را همچون زندان توصیف میکند. همچنین، شاعر به تأثیر عشق و موسیقی بر روح و روان اشاره کرده و اشتیاق خود را به زندگی عاشقانه بیان میدارد.
رده سنی:
15+
مفاهیم عمیق عشق و زندگی و استفاده از استعارههای پیچیده ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، برخی از مضامین مانند مرگ و حیات جاودانی نیاز به درک و بلوغ عاطفی دارد.
غزل شمارهٔ ۱۵۰ - نای شبان
ریختم با نوجوانی باز طرح زندگانی
تا مگر پیرانه سر از سر بگیرم نوجوانی ۱
آری آری نوجوانی می توان از سرگرفتن
گر توان با نوجوانان ریخت طرح زندگانی ۲
گرچه دانم آسمان کردت بلای جان ولیکن
من به جان خواهم ترا عشق ای بلای آسمانی ۳
ناله ی نای دلم گوش سیه چشمان نوازد
کاین پریشان مو غزالان را بسی کردم شبانی ۴
گوش بر زنگ صدای کودکانم تا چه باشد
کاروان گم کرده را بانگ درای کاروانی ۵
زندگانی گر کسی بی عشق خواهد من نخواهم
راستی بی عشق زندان است بر من زندگانی ۶
گر حیات جاودان بی عشق باشد مرگ باشد
لیک مرگ عاشقان باشد حیات جاودانی ۷
شهریارا سیل اشکم را روان می خواهم و بس
تا مگر طبعم ز سیل اشکم آموزد روانی ۸
تا مگر پیرانه سر از سر بگیرم نوجوانی ۱
آری آری نوجوانی می توان از سرگرفتن
گر توان با نوجوانان ریخت طرح زندگانی ۲
گرچه دانم آسمان کردت بلای جان ولیکن
من به جان خواهم ترا عشق ای بلای آسمانی ۳
ناله ی نای دلم گوش سیه چشمان نوازد
کاین پریشان مو غزالان را بسی کردم شبانی ۴
گوش بر زنگ صدای کودکانم تا چه باشد
کاروان گم کرده را بانگ درای کاروانی ۵
زندگانی گر کسی بی عشق خواهد من نخواهم
راستی بی عشق زندان است بر من زندگانی ۶
گر حیات جاودان بی عشق باشد مرگ باشد
لیک مرگ عاشقان باشد حیات جاودانی ۷
شهریارا سیل اشکم را روان می خواهم و بس
تا مگر طبعم ز سیل اشکم آموزد روانی ۸
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۲
۲۰۹۳
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل شمارهٔ ۱۴۹ - شرم و عفت
گوهر بعدی:غزل شمارهٔ ۱۵۱ - وا جوانی
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.