هوش مصنوعی:
شاعر در این متن به ستایش از شخصی بلندمرتبه میپردازد که مانند او در بخشندگی و رای روشناش بینظیر است. سپس از مهمانانی یاد میکند که عجلهای برای ترک ندارند و کودکی زیبا توصیف میشود که مانند گلبرگ نوشکفته و مشک خوشبو است. همه درگیر خواب او هستند و او نیمهمست است، در حالی که دیگران شرابی ندارند.
رده سنی:
12+
این متن شامل مضامین شاعرانه و استعاری است که ممکن است برای کودکان کمسنوسال قابل درک نباشد. همچنین، اشارهای به مستی دارد که مناسب مخاطبان بزرگتر است.
شمارهٔ ۱۰۹ - در طلب شراب
ای سروری که چون تو به رادی سحاب نیست
چون رای روشن تو بلند آفتاب نیست ۱
مهمان رسیدهاند تنی چندم این زمان
قومی که شان برفتن از اینجا شتاب نیست ۲
داریم کودکی که چو روی و چو موی او
گلبرگ نوشکفته و مشک به تاب نیست ۳
دربند خواب او همه حیران بماندهایم
او نیم مست گشته و ما را شراب نیست ۴
چون رای روشن تو بلند آفتاب نیست ۱
مهمان رسیدهاند تنی چندم این زمان
قومی که شان برفتن از اینجا شتاب نیست ۲
داریم کودکی که چو روی و چو موی او
گلبرگ نوشکفته و مشک به تاب نیست ۳
دربند خواب او همه حیران بماندهایم
او نیم مست گشته و ما را شراب نیست ۴
قالب: قطعه
تعداد ابیات: ۴
۴۶۵
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شمارهٔ ۱۰۸ - این قطعه را فتوحی گفت و به انوری بست و مردم بلخ بر حکیم متغیر شدند سوگندنامه در نفی آن گفت
گوهر بعدی:شماره ۱۱۰ - کیمیایی ترا کنم تعلیم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.