هوش مصنوعی:
متن بالا بیانگر درد و رنج شاعر از ناملایمات زندگی و گردش روزگار است. او از ناتوانی در برابر تقدیر و تغییرات طبیعی شکایت دارد، اما در عین حال به عاقبت خیر و گنج بزرگ پس از رنجهای کوچک امیدوار است. شاعر همچنین به نقش الهی و طبیعی روزگار اشاره میکند و تأکید دارد که نقش الهی قابل محو شدن نیست. در پایان، او از بازگشت به خاک و سوختن دل در راه عهد و یاری سخن میگوید.
رده سنی:
16+
متن دارای مفاهیم عمیق فلسفی و عرفانی است که درک آن برای مخاطبان زیر 16 سال ممکن است دشوار باشد. همچنین، برخی از مضامین مانند رنج، تقدیر و مرگ نیاز به بلوغ فکری دارد.
شمارهٔ ۱۷۴ - شبی در حال مستی از بامی درافتاد این قطعه را گفت
گرچه شب سقطهٔ من هر که دید
پارهای از روز قیامت شمرد ۱
عاقبت عافیتآموز را
گنج بزرگست پس از رنج خرد ۲
من چو نیم دستخوش آسمان
کی برم از گردش او دستبرد ۳
نقش طبیعی سترد روزگار
نقش الهی نتواند سترد ۴
پی نبری خاصه در این حادثه
تانشوی بر سر پی همچو کرد ۵
واقعه از سر بشنو تا به پای
پای براین راه جه باید فشرد ۶
سوی فلک میشدم الحق نه زانک
تا بشناسم سبب صاف و درد ۷
منزلتت گفت شوی بنگری
تا کلهیت آید از این هفت برد ۸
خاک چو از عزم من آگاه شد
روح برو از غم هجرم بمرد ۹
حلم مرا باز برو دل بسوخت
راه نکو عهدی ویاری سپرد ۱۰
از فلکم باز عنان باز تافت
بار دگر زی کرهٔ خاک برد ۱۱
پارهای از روز قیامت شمرد ۱
عاقبت عافیتآموز را
گنج بزرگست پس از رنج خرد ۲
من چو نیم دستخوش آسمان
کی برم از گردش او دستبرد ۳
نقش طبیعی سترد روزگار
نقش الهی نتواند سترد ۴
پی نبری خاصه در این حادثه
تانشوی بر سر پی همچو کرد ۵
واقعه از سر بشنو تا به پای
پای براین راه جه باید فشرد ۶
سوی فلک میشدم الحق نه زانک
تا بشناسم سبب صاف و درد ۷
منزلتت گفت شوی بنگری
تا کلهیت آید از این هفت برد ۸
خاک چو از عزم من آگاه شد
روح برو از غم هجرم بمرد ۹
حلم مرا باز برو دل بسوخت
راه نکو عهدی ویاری سپرد ۱۰
از فلکم باز عنان باز تافت
بار دگر زی کرهٔ خاک برد ۱۱
قالب: قطعه
تعداد ابیات: ۱۱
۴۰۸
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شمارهٔ ۱۷۳ - در نصیحت
گوهر بعدی:شمارهٔ ۱۷۵ - در هجو
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.