هوش مصنوعی:
شاعر در این متن به خدایی ناشناخته سوگند میخورد که در دل و دیدهاش آتش وجود دارد. او بیان میکند که مرگ هرچند ناخوشایند است، اما بدون دیدن چهره دوستان، برایش خوشایند نیست.
رده سنی:
15+
مفاهیم عمیق عرفانی و احساسی در این شعر وجود دارد که برای درک و تجربه بهتر، به بلوغ فکری و عاطفی نیاز دارد. نوجوانان و بزرگسالان بهتر میتوانند با این مضامین ارتباط برقرار کنند.
شماره ۱۸۵ - به خدایی که بیشناس مقیم
به خدایی که بیشناس مقیم
دردل و دیده آتشم باشد ۱
مرگ هر چند خوش نباشد لیک
بی رخ دوستان خوشم باشد ۲
دردل و دیده آتشم باشد ۱
مرگ هر چند خوش نباشد لیک
بی رخ دوستان خوشم باشد ۲
قالب: قطعه
تعداد ابیات: ۲
۴۱۹
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۸۴ - شعر تر و خوب بنده گوید
گوهر بعدی:شماره ۱۸۶ - غلام توام چون غلامت نباشد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.