هوش مصنوعی:
شاعر در این بیتها از دیدن تصویر معشوق در آب چشماش سخن میگوید و از اشکی که به سرعت جاری میشود. سپس در خفا به چشمانش میگوید که چون مهمان عزیزی (معشوق) حاضر است، شراب بیشتری بنوشند.
رده سنی:
15+
مفاهیم عاشقانه و استفاده از استعارههای ادبی ممکن است برای مخاطبان کمسنوسال نامفهوم باشد. همچنین، اشاره به شراب (که در ادبیات عرفانی و غزلیات فارسی نماد عشق و مستی معنوی است) نیازمند درک ادبی مناسب است.
رباعی ۹۹ - در چشم آمد خیال آن در خوشاب
در چشم آمد خیال آن در خوشاب
آن لحظه کزو اشک همی رفت شتاب ۱
پنهان گفتم براز در گوش دو چشم
مهمان عزیز است بیفزای شراب ۲
آن لحظه کزو اشک همی رفت شتاب ۱
پنهان گفتم براز در گوش دو چشم
مهمان عزیز است بیفزای شراب ۲
قالب: رباعی
تعداد ابیات: ۲
۵۰۲
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:رباعی ۹۸ - دانیکه چه میگوید این بانگ رباب
گوهر بعدی:رباعی ۱۰۰ - دل در هوس تو چون ربابست رباب
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.