هوش مصنوعی: این متن عاشقانه بیانگر درد فراق و نبود وصال معشوق است. شاعر از یاری می‌گوید که ملال‌انگیز نیست و اشاره می‌کند که وصال برای کسانی که ملال دارند، ممکن نیست. همچنین، به این ایده اشاره دارد که اگر خیال معشوق نباشد، حتی تصور وصال نیز تاریک و ناممکن می‌شود.
رده سنی: 16+ این متن دارای مفاهیم عاطفی و عاشقانه‌ای است که ممکن است برای مخاطبان کم‌سن‌وسال نامفهوم یا پیچیده باشد. همچنین، درک عمیق‌تر آن نیاز به آشنایی با ادبیات کلاسیک فارسی دارد.

رباعی ۸۲۷ - من بندهٔ یاری که ملالش نبود

من بندهٔ یاری که ملالش نبود
کانرا که ملالست وصالش نبود ۱

گوئیکه خیالست و ترا نیست وصال
تا تیره بود آب خیالش نبود ۲
قالب: رباعی
تعداد ابیات: ۲
کانال گوهرین در ایتا
۳۵۵
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:رباعی ۸۲۶ - من بندهٔ آن قوم که خود را دانند
گوهر بعدی:رباعی ۸۲۸ - من بی‌خبرم خدای خود میداند
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.