هوش مصنوعی:
شاعر از دلبستگی و عشق خود به شخصی میگوید که او را از آن خود میپنداشت، اما آن شخص او را رها کرد و به سوی دیگری رفت. شاعر از مخاطب میخواهد که آن شخص را به خوبی نگه دارد، چرا که او نیز زمانی با مهربانی با او رفتار کرده است.
رده سنی:
15+
متن دارای مفاهیم عاطفی و احساسی عمیق است که ممکن است برای کودکان و نوجوانان کمسال قابل درک نباشد. همچنین، درک شعر کلاسیک فارسی معمولاً به سطحی از بلوغ فکری و آشنایی با ادبیات نیاز دارد.
رباعی ۹۹۱ - آن دل که من آن خویش پنداشتمش
آن دل که من آن خویش پنداشتمش
بالله بر هیچ دوست نگذاشتمش ۱
بگذاشت بتا مرا و آمد بر تو
نیکو دارش که من نکو داشتمش ۲
بالله بر هیچ دوست نگذاشتمش ۱
بگذاشت بتا مرا و آمد بر تو
نیکو دارش که من نکو داشتمش ۲
قالب: رباعی
تعداد ابیات: ۲
۴۰۵
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:رباعی ۹۹۰ - آتش در زن بگیر پا در کویش
گوهر بعدی:رباعی ۹۹۲ - آن دم که حق بندهگزاری همه خوش
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.