هوش مصنوعی:
شاعر در این بیتها از عشق و دلدادگی سخن میگوید و از زلف یار به عنوان منبع روشنایی یاد میکند. او اشاره میکند که هرچه سر به سوی آن زلف دارد، زنده میشود و در آنجا همه چیز جان دارد و تن نیست.
رده سنی:
16+
متن دارای مفاهیم عاشقانه و ادبی است که ممکن است برای کودکان و نوجوانان کمسنوسال قابل درک نباشد. همچنین، درک عمیقتر این شعر نیاز به آشنایی با ادبیات و اصطلاحات شعری دارد.
رباعی ۱۶۲۸ - زلف تو که یکروزم از او روشن نه
زلف تو که یکروزم از او روشن نه
با خاک برآورد سرو با من نه ۱
با هرچه درآرد سر او زنده شود
کانجا همه جانست سراسر تن نه ۲
با خاک برآورد سرو با من نه ۱
با هرچه درآرد سر او زنده شود
کانجا همه جانست سراسر تن نه ۲
قالب: رباعی
تعداد ابیات: ۲
۴۰۷
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:رباعی ۱۶۲۷ - روی تو نماز آمد و چشمت روزه
گوهر بعدی:رباعی ۱۶۲۹ - سه چیز ز من ربودهای بگزیده
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.