هوش مصنوعی:
شاعر در این ابیات از احساس بینام و نشانی و بیکیفی خود سخن میگوید و بیان میکند که عشق، او را بیقرار و سرگردان کرده است. او جستوجوی آرامش میکند اما به جایی نمیرسد و همچون روحی سرگردان باقی میماند.
رده سنی:
16+
مفاهیم عمیق عاشقانه و انتزاعی موجود در شعر ممکن است برای مخاطبان کمسنوسال قابل درک نباشد. همچنین، درک ظرافتهای ادبی و عرفانی این متن به بلوغ فکری نیاز دارد.
رباعی ۱۸۱۰ - بینام و نشان چون دل و جانم کردی
بینام و نشان چون دل و جانم کردی
بیکیف طرب دست زنانم کردی ۱
گفتم به کجا روم که جان را جانیست
بیجا و روان همچو روانم کردی ۲
بیکیف طرب دست زنانم کردی ۱
گفتم به کجا روم که جان را جانیست
بیجا و روان همچو روانم کردی ۲
قالب: رباعی
تعداد ابیات: ۲
۳۸۲
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:رباعی ۱۸۰۹ - پیش آی خیال او که شوری داری
گوهر بعدی:رباعی ۱۸۱۱ - پیوسته مها عزم سفر میداری
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.