هوش مصنوعی:
شاعر از عشق و سودای جانافزای خود میگوید و حالتی آواره و بیقرار در شهر تن خود را توصیف میکند که هر روز به منزلی و هر شب به جایی میرود.
رده سنی:
16+
متن دارای مفاهیم عرفانی و عاشقانهای است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از استعارههای پیچیده و زبان شعری ممکن است برای سنین پایینتر نامناسب باشد.
رباعی ۱۸۲۸ - جانم دارد ز عشق جانافزائی
جانم دارد ز عشق جانافزائی
از سوداها لطیفتر سودائی ۱
وز شهر تنم چو لولیان آواره است
هر روز به منزلی و هر شب جائی ۲
از سوداها لطیفتر سودائی ۱
وز شهر تنم چو لولیان آواره است
هر روز به منزلی و هر شب جائی ۲
قالب: رباعی
تعداد ابیات: ۲
۳۷۹
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:رباعی ۱۸۲۷ - جان روز چو مار است به شب چون ماهی
گوهر بعدی:رباعی ۱۸۲۹ - چشمان خمار و روی رخشان داری
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.