هوش مصنوعی:
شخصی به دیدار یار خود میرود، اما یار به او میگوید که مست است و نباید وارد شود. شخص ادعا میکند که مست نیست، اما یار همچنان اصرار دارد که او در همان حالتی که هست بماند و برود.
رده سنی:
15+
این متن یک شعر کلاسیک است که دارای مفاهیم عاشقانه و مناظرهای است. درک کامل آن نیاز به بلوغ فکری و آشنایی با ادبیات دارد، بنابراین برای نوجوانان و بزرگسالان مناسب است.
رباعی ۱۸۸۴ - رفتم بر یار از سر سر دستی
رفتم بر یار از سر سر دستی
گفتا ز درم برو که این دم مستی ۱
گفتم بگشای در که من مست نیم
گفتا که برو چنانکه هستی هستی ۲
گفتا ز درم برو که این دم مستی ۱
گفتم بگشای در که من مست نیم
گفتا که برو چنانکه هستی هستی ۲
قالب: رباعی
تعداد ابیات: ۲
۴۳۳
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:رباعی ۱۸۸۳ - دی مست بدی دلا و چست و سفری
گوهر بعدی:رباعی ۱۸۸۵ - رفتم به طبیب گفتم ای بینائی
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.